resurrects the past
باز زنده کردن گذشته
resurrects old memories
باز زنده کردن خاطرات قدیمی
resurrects forgotten dreams
باز زنده کردن رویاهای فراموش شده
resurrects lost hopes
باز زنده کردن امیدهای از دست رفته
resurrects ancient traditions
باز زنده کردن سنتهای باستانی
resurrects faded glory
باز زنده کردن شکوه محو شده
resurrects past relationships
باز زنده کردن روابط گذشته
resurrects lost art
باز زنده کردن هنر گمشده
resurrects buried feelings
باز زنده کردن احساسات مدفون شده
resurrects historical events
باز زنده کردن وقایع تاریخی
the story resurrects the memories of our childhood.
داستان خاطرات دوران کودکی ما را زنده میکند.
his passion for music resurrects his spirit.
اشتیاق او به موسیقی روحش را زنده میکند.
the documentary resurrects the history of the ancient civilization.
مستند تاریخ تمدن باستانی را زنده میکند.
she believes art resurrects the beauty of life.
او معتقد است هنر زیبایی زندگی را زنده میکند.
the new technology resurrects old traditions in a modern way.
فناوری جدید سنتهای قدیمی را به روشی مدرن زنده میکند.
the charity event resurrects hope in the community.
رویداد خیریه امید را در جامعه زنده میکند.
the film resurrects the forgotten legends of the past.
فیلم افسانههای فراموششده گذشته را زنده میکند.
his words resurrects the lost dreams of many.
کلمات او رویاهای گمشده بسیاری را زنده میکند.
the festival resurrects ancient rituals every year.
جشنواره هر سال آیینهای باستانی را زنده میکند.
the community project resurrects a sense of belonging.
پروژه جامعه حس تعلق را زنده میکند.
resurrects the past
باز زنده کردن گذشته
resurrects old memories
باز زنده کردن خاطرات قدیمی
resurrects forgotten dreams
باز زنده کردن رویاهای فراموش شده
resurrects lost hopes
باز زنده کردن امیدهای از دست رفته
resurrects ancient traditions
باز زنده کردن سنتهای باستانی
resurrects faded glory
باز زنده کردن شکوه محو شده
resurrects past relationships
باز زنده کردن روابط گذشته
resurrects lost art
باز زنده کردن هنر گمشده
resurrects buried feelings
باز زنده کردن احساسات مدفون شده
resurrects historical events
باز زنده کردن وقایع تاریخی
the story resurrects the memories of our childhood.
داستان خاطرات دوران کودکی ما را زنده میکند.
his passion for music resurrects his spirit.
اشتیاق او به موسیقی روحش را زنده میکند.
the documentary resurrects the history of the ancient civilization.
مستند تاریخ تمدن باستانی را زنده میکند.
she believes art resurrects the beauty of life.
او معتقد است هنر زیبایی زندگی را زنده میکند.
the new technology resurrects old traditions in a modern way.
فناوری جدید سنتهای قدیمی را به روشی مدرن زنده میکند.
the charity event resurrects hope in the community.
رویداد خیریه امید را در جامعه زنده میکند.
the film resurrects the forgotten legends of the past.
فیلم افسانههای فراموششده گذشته را زنده میکند.
his words resurrects the lost dreams of many.
کلمات او رویاهای گمشده بسیاری را زنده میکند.
the festival resurrects ancient rituals every year.
جشنواره هر سال آیینهای باستانی را زنده میکند.
the community project resurrects a sense of belonging.
پروژه جامعه حس تعلق را زنده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید