retelling

[ایالات متحده]/ˌriːˈtɛlɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈtɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بازگو کردن یک داستان به طریقی متفاوت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

story retelling

بازگویی داستان

fairy tale retelling

بازگویی داستان‌های پریان

retelling history

بازگویی تاریخ

retelling myths

بازگویی اساطیر

retelling events

بازگویی رویدادها

retelling stories

بازگویی داستان‌ها

retelling fables

بازگویی داستان‌های کوتاه آموزنده

retelling tales

بازگویی حکایات

retelling legends

بازگویی افسانه‌ها

retelling experiences

بازگویی تجربیات

جملات نمونه

the retelling of the story captivated the audience.

بازگویی داستان، مخاطبان را مجذوب خود کرد.

her retelling of the events was both humorous and insightful.

بازگویی او از وقایع هم خنده‌دار و هم روشنگر بود.

the retelling of ancient myths can be very creative.

بازگویی اساطیر باستانی می‌تواند بسیار خلاقانه باشد.

i enjoyed the retelling of the fairy tale.

من از بازگویی داستان پریان لذت بردم.

the retelling of her childhood experiences brought back memories.

بازگویی تجربیات دوران کودکی او خاطراتی را زنده کرد.

in class, we discussed the importance of retelling stories.

در کلاس، ما اهمیت بازگویی داستان‌ها را مورد بحث قرار دادیم.

the retelling of the novel in a modern context was fascinating.

بازگویی رمان در یک زمینه مدرن جذاب بود.

he is known for his unique retelling of classic literature.

او به خاطر بازگویی منحصربه‌فردش از ادبیات کلاسیک شناخته شده است.

the retelling of the historical events was well-researched.

بازگویی وقایع تاریخی به خوبی تحقیق شده بود.

they hosted a workshop on the art of retelling stories.

آنها یک کارگاه آموزشی در مورد هنر بازگویی داستان‌ها برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید