retreaters

[ایالات متحده]/rɪˈtriːtəz/
[بریتانیا]/rɪˈtritərz/

ترجمه

n. کسی که پس می‌رود

عبارات و ترکیب‌ها

retreaters gather

جمع شدن مراجعه کنندگان

retreaters' camp

محل اقامت مراجعه کنندگان

retreaters relax

آرامش مراجعه کنندگان

retreaters' goal

هدف مراجعه کنندگان

retreaters rest

استراحت مراجعه کنندگان

retreaters' path

مسیر مراجعه کنندگان

retreaters' time

زمان مراجعه کنندگان

retreaters' minds

ذهن مراجعه کنندگان

retreaters' focus

تمرکز مراجعه کنندگان

retreaters' needs

نیازهای مراجعه کنندگان

جملات نمونه

exhausted retreaters trudged through the mountain passes, their supplies nearly depleted after weeks of difficult travel.

نیروهای پس‌رو که خسته شده بودند، از طریق مسیرهای کوهستانی حرکت می‌کردند، ذخایر آن‌ها پس از هفته‌هایی سخت و سخت‌گویی تقریباً به اتمام رسیده بود.

the weary retreaters arrived at the border checkpoint, hoping to find safety from the advancing forces.

نیروهای پس‌رو که خسته بودند، به نقطه کنترل مرزی رسیدند، امیدوار به اینکه از نیروهای پیشرو امنیت پیدا کنند.

columns of retreaters stretched for miles along the dusty road, each person carrying what possessions they could save.

نیروهای پس‌رو در ستون‌های طولانی در مسیر گرد و غباری کشیده شده بودند، هر فرد چیزی که می‌توانست حفظ کند حمل می‌کرد.

desperate retreaters sold their belongings to local merchants in exchange for food and shelter.

نیروهای پس‌رو که از حالت ناامیدی بودند، مال‌های خود را به تجار محلی فروختند تا به جای آن غذا و پناهگاه بگیرند.

the refugee camp was overwhelmed by the sudden arrival of thousands of retreaters fleeing the war zone.

میгран‌های پناهگاه به دلیل ورود ناگهانی هزاران نیروی پس‌رو که از منطقه جنگ فرار می‌کردند، غرق شد.

young retreaters often found it harder to adapt to their new circumstances than older survivors.

نیروهای پس‌رو جوان معمولاً در سازگاری با شرایط جدیدشان با نیروهای پس‌رو قدیمی‌تر دشواری بیشتری داشتند.

the government established processing centers to help retreaters apply for humanitarian assistance.

دولت مراکز پردازشی را برای کمک به نیروهای پس‌رو در ارائه درخواست کمک انسانی ایجاد کرد.

medical teams treated injured retreaters who had survived the perilous journey across the desert.

تیم‌های پزشکی نیروهای پس‌رو زخمی را درمان کردند که از سفر خطرناک از طریق صحرا بیرون آمده بودند.

journalists documented the plight of retreaters whose homes had been destroyed by the conflict.

خبرنگاران رنج و رنج‌های نیروهای پس‌رو را ثبت کردند که خانه‌های آن‌ها توسط درگیری‌ها تخریب شده بود.

volunteer organizations distributed blankets and food to the shivering retreaters in the makeshift shelters.

سازمان‌های داوطلب پتو و غذا را به نیروهای پس‌رو که در پناهگاه‌های موقتی از سرما می‌زدند، توزیع کردند.

the train station became a gathering point for retreaters hoping to reach safer regions further inland.

ایستگاه قطار به نقطه جمع‌آوری برای نیروهای پس‌رو تبدیل شد که امیدوار بودند به مناطق امن‌تر در داخل کشور برسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید