revealingly honest
صادقانه آشکار کننده
revealingly clear
واضح آشکار کننده
revealingly detailed
جزئیات آشکار کننده
revealingly personal
شخصی آشکار کننده
revealingly candid
صادقانه آشکار کننده
revealingly insightful
بینشی آشکار کننده
revealingly expressive
بیانگر آشکار کننده
revealingly vulnerable
آسیب پذیر آشکار کننده
revealingly provocative
تحریک آمیز آشکار کننده
revealingly simple
ساده آشکار کننده
she smiled revealingly at him during the meeting.
او با لبخند فاشکننده به او در طول جلسه نگاه کرد.
his tone was revealingly sarcastic when he spoke.
لحن او هنگام صحبت کردن به طرز فاشکنندهای طعنهآمیز بود.
the document was revealingly detailed about the project.
سند به طرز فاشکنندهای در مورد پروژه جزئیات زیادی داشت.
she looked at the painting revealingly, as if she understood its meaning.
او با نگاهی فاشکننده به نقاشی نگاه کرد، گویی معنای آن را میفهمید.
his revealingly honest response surprised everyone.
پاسخ صادقانه و فاشکننده او همه را شگفتزده کرد.
the article was revealingly critical of the government's policies.
مقاله به طرز فاشکنندهای انتقاداتی را نسبت به سیاستهای دولت مطرح کرد.
she dressed revealingly for the party, catching everyone's attention.
او به طرز فاشکنندهای برای مهمانی لباس پوشید و توجه همه را به خود جلب کرد.
his revealingly candid remarks sparked a heated discussion.
اظهارات صادقانه و فاشکننده او باعث ایجاد بحثی داغ شد.
the movie portrayed the characters revealingly, showing their true selves.
فیلم شخصیتها را به طرز فاشکنندهای به تصویر کشید و خود واقعی آنها را نشان داد.
her diary entries were revealingly personal and insightful.
یادداشتهای دفتر خاطرات او به طرز فاشکنندهای شخصی و روشنگر بودند.
revealingly honest
صادقانه آشکار کننده
revealingly clear
واضح آشکار کننده
revealingly detailed
جزئیات آشکار کننده
revealingly personal
شخصی آشکار کننده
revealingly candid
صادقانه آشکار کننده
revealingly insightful
بینشی آشکار کننده
revealingly expressive
بیانگر آشکار کننده
revealingly vulnerable
آسیب پذیر آشکار کننده
revealingly provocative
تحریک آمیز آشکار کننده
revealingly simple
ساده آشکار کننده
she smiled revealingly at him during the meeting.
او با لبخند فاشکننده به او در طول جلسه نگاه کرد.
his tone was revealingly sarcastic when he spoke.
لحن او هنگام صحبت کردن به طرز فاشکنندهای طعنهآمیز بود.
the document was revealingly detailed about the project.
سند به طرز فاشکنندهای در مورد پروژه جزئیات زیادی داشت.
she looked at the painting revealingly, as if she understood its meaning.
او با نگاهی فاشکننده به نقاشی نگاه کرد، گویی معنای آن را میفهمید.
his revealingly honest response surprised everyone.
پاسخ صادقانه و فاشکننده او همه را شگفتزده کرد.
the article was revealingly critical of the government's policies.
مقاله به طرز فاشکنندهای انتقاداتی را نسبت به سیاستهای دولت مطرح کرد.
she dressed revealingly for the party, catching everyone's attention.
او به طرز فاشکنندهای برای مهمانی لباس پوشید و توجه همه را به خود جلب کرد.
his revealingly candid remarks sparked a heated discussion.
اظهارات صادقانه و فاشکننده او باعث ایجاد بحثی داغ شد.
the movie portrayed the characters revealingly, showing their true selves.
فیلم شخصیتها را به طرز فاشکنندهای به تصویر کشید و خود واقعی آنها را نشان داد.
her diary entries were revealingly personal and insightful.
یادداشتهای دفتر خاطرات او به طرز فاشکنندهای شخصی و روشنگر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید