richest

[ایالات متحده]/[ˈrɪtʃɪst]/
[بریتانیا]/[ˈrɪtʃɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ثروتی بسیار زیاد؛ ثروتمندترین؛ حاوی بیشترین مقدار یک کیفیت مشخص
adv. به حداکثر درجه؛ بسیار

عبارات و ترکیب‌ها

richest man

ثروتمندترین مرد

becoming richest

در حال شدن ثروتمندترین

richest country

ثروتمندترین کشور

world’s richest

ثروتمندترین جهان

richest families

ثروتمندترین خانواده‌ها

was richest

ثروتمندترین بود

richest cities

ثروتمندترین شهرها

among richest

در میان ثروتمندترین

richest nation

ثروتمندترین ملت

new richest

جدیدترین ثروتمند

جملات نمونه

she is the richest woman in the world, according to forbes.

او ثروتمندترین زن دنیا است، بر اساس گزارش فوربس.

the richest 1% own a disproportionate amount of global wealth.

بهترین 1 درصد ثروت جهان را در اختیار دارند.

he became the richest man after selling his tech company.

او پس از فروش شرکت فناوری خود ثروتمندترین مرد شد.

the richest countries often have strong social safety nets.

کشورهای ثروتمند معمولاً شبکه امنیت اجتماعی قوی دارند.

despite his wealth, he remained the richest in spirit.

با وجود ثروت خود، او در معنویت همچنان ثروتمندترین بود.

they are among the richest families in the city.

آنها از ثروتمندترین خانواده‌های شهر هستند.

the richest soil is perfect for growing crops.

خاک‌های ثروتمند برای کشت محصولات کاملی هستند.

he wants to be the richest investor on the stock market.

او می‌خواهد در بازار سهام سرمایه‌گذار ثروتمندتری باشد.

the richest experience of my life was traveling through asia.

بهترین تجربه زندگی من سفر در آسیا بود.

she is the richest source of information on this topic.

او منبع اطلاعاتی ثروتمندترین در این موضوع است.

the richest tradition is passed down through generations.

سنت‌های ثروتمند از نسل به نسل منتقل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید