rule-follower

[ایالات متحده]/[ˈruːl ˈfɒlə]/
[بریتانیا]/[ˈruːl ˈfɑːlə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به طور مداوم قوانین و مقررات را رعایت می‌کند؛ کسی که اولویت دادن به رعایت قوانین را بر فکر کردن یا اقدام مستقل می‌نماید؛ فردی که به اطاعت از مراجع بالا می‌پردازد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a rule-follower

کسی که به قوانین پایبند است

being a rule-follower

بودن کسی که به قوانین پایبند است

strict rule-follower

کسی که به طور سختگیرانه به قوانین پایبند است

was a rule-follower

کسی که به قوانین پایبند بود

rule-followers often

کسانی که به قوانین پایبند هستند اغلب

become rule-followers

شدن کسی که به قوانین پایبند است

self-proclaimed rule-follower

کسی که خود را کسی که به قوانین پایبند است می‌نامد

dedicated rule-follower

کسی که به طور وفادار به قوانین پایبند است

جملات نمونه

she's a dedicated rule-follower and always ensures compliance with company policy.

او یک پایبند سختگیر به قوانین است و همیشه از پایبندی به سیاست های شرکت اطمینان حاصل می کند.

as a rule-follower, he meticulously adhered to the project guidelines.

به عنوان یک پایبند به قوانین، او به دقت به راهنمایی های پروژه پایبند بود.

the team appreciated her being a reliable rule-follower in a stressful situation.

تیم از اینکه او در یک موقعیت استرس زا یک پایبند قابل اعتماد به قوانین بود، قدردانی کرد.

he's a strict rule-follower, sometimes to a fault, but it ensures consistency.

او یک پایبند سختگیر به قوانین است، گاهی اوقات به اشتباه، اما این امر یکپارچگی را تضمین می کند.

being a rule-follower isn't always easy, but it's crucial for maintaining order.

بودن یک پایبند به قوانین همیشه آسان نیست، اما برای حفظ نظم حیاتی است.

the new intern proved to be a diligent rule-follower, eager to learn the ropes.

کارآموز جدید ثابت کرد که یک پایبند به قوانین خدمتکار است و علاقه مند به یادگیری اصول کار است.

we need employees who are proactive and not just passive rule-followers.

ما نیاز به کارکنانی داریم که فعال هستند و فقط پایبندان سلسله مراتب به قوانین نیستند.

she's a natural rule-follower, always double-checking her work for errors.

او به طور طبیعی یک پایبند به قوانین است و همیشه کار خود را برای اشتباهات دوباره بررسی می کند.

the auditor praised her as a thorough and consistent rule-follower.

مراجع مالی او را به عنوان یک پایبند به قوانین جامع و یکپارچه ستایش کرد.

while innovation is important, we also value employees who are careful rule-followers.

در حالی که نوآوری مهم است، ما همچنین کارکنانی را که با دقت به قوانین پایبندند، ارزش می دهیم.

he's a classic rule-follower, preferring established procedures over improvisation.

او یک پایبند به قوانین کلاسیک است و به جای خلاقیت، فرایند های ثابت را ترجیح می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید