rule-followers

[ایالات متحده]/[ˈruːl ˈfɒləz]/
[بریتانیا]/[ˈruːl ˈfɑːlərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور مداوم قوانین و مقررات را رعایت می‌کنند؛ فردی که اولویت دادن به دنبال کردن فرایند‌های مرسوم را بر فکر و عمل مستقل دارد؛ واژه‌ای تحقیرآمیز برای کسی که قوانین را بدون ارزیابی صحت یا هدف آن‌ها به طور کورکورانه دنبال می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

rule-followers thrive

افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند موفق می‌شوند

be rule-followers

به عنوان افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند باشید

attracting rule-followers

جذب افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند

rewarding rule-followers

پاداش دادن به افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند

were rule-followers

افرادی بودند که قوانین را رعایت می‌کردند

rule-follower mindset

ذهنیت افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند

identifying rule-followers

شناسایی افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند

rule-followers often

افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند اغلب

support rule-followers

پشتیبانی از افرادی که قوانین را رعایت می‌کنند

جملات نمونه

many children are natural rule-followers, eager to please their parents.

بسیاری از کودکان طبیعی‌ترین پیروی‌کنندگان قوانین هستند و خوشحال از اینکه والدین خود را خشنود کنند.

the team needs rule-followers who can consistently adhere to procedures.

تیم نیاز به پیروی‌کنندگان قوانین دارد که بتوانند به طور مداوم به دستورالعمل‌ها پایبند باشند.

she's a dedicated rule-follower, ensuring every detail aligns with regulations.

او یک پیروی‌کننده وفادار قوانین است و مطمئن می‌شود که هر جزئیات با قوانین همخوانی دارد.

are you a rule-follower or someone who prefers to bend the rules?

آیا شما یک پیروی‌کننده قوانین هستید یا کسی که بیشتر دوست دارد قوانین را گشوده بگیرد؟

the company values employees who are reliable rule-followers.

شرکت ارزشمند کارکنانی است که پیروی‌کنندگان مطمئن قوانین هستند.

he's a strict rule-follower, often correcting others' mistakes.

او یک پیروی‌کننده سخت‌گیر قوانین است و اغلب اشتباهات دیگران را اصلاح می‌کند.

being a good rule-follower is essential for maintaining order.

بودن یک پیروی‌کننده خوب برای حفظ نظم ضروری است.

she's known as a meticulous rule-follower in the accounting department.

او در بخش حسابداری به عنوان یک پیروی‌کننده دقت‌آمیز شناخته می‌شود.

the project required diligent rule-followers to ensure compliance.

این پروژه نیاز به پیروی‌کنندگان دلسوز قوانین داشت تا از پایبندی اطمینان حاصل شود.

he's a cautious rule-follower, always double-checking his work.

او یک پیروی‌کننده با احتیاط است و همیشه کار خود را دوباره بررسی می‌کند.

the organization seeks rule-followers with a strong sense of responsibility.

این سازمان به دنبال پیروی‌کنندگان قوانین با حس مسئولیت‌پذیری قوی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید