sacrifices

[ایالات متحده]/ˈsækrɪfaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈsækrɪfaɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع قربانی؛ هدایا داده شده به یک خدا
v. شکل سوم شخص مفرد قربانی؛ به خاطر چیزی دیگر چیزی با ارزش را رها کردن

عبارات و ترکیب‌ها

make sacrifices

ایجاد فداکاری

sacrifices for success

فداکاری برای موفقیت

great sacrifices

فداکاری‌های بزرگ

personal sacrifices

فداکاری‌های شخصی

sacrifices for family

فداکاری برای خانواده

unseen sacrifices

فداکاری‌های پنهان

countless sacrifices

فداکاری‌های بی‌شمار

sacrifices are necessary

فداکاری ضروری است

sacrifices for love

فداکاری برای عشق

جملات نمونه

many parents make sacrifices for their children's education.

بسیاری از والدین برای تحصیل فرزندانشان فداکاری می‌کنند.

she made personal sacrifices to achieve her career goals.

او برای دستیابی به اهداف شغلی خود، فداکاری‌های شخصی انجام داد.

they believe that true love often involves sacrifices.

آنها معتقدند عشق واقعی اغلب شامل فداکاری می‌شود.

his sacrifices went unnoticed by most people.

فداکاری‌های او توسط اکثر مردم متوجه نشدند.

making sacrifices can lead to greater rewards in life.

انجام فداکاری‌ها می‌تواند منجر به پاداش‌های بزرگتری در زندگی شود.

she often reflects on the sacrifices her parents made.

او اغلب به فداکاری‌هایی که والدینش انجام داده‌اند فکر می‌کند.

in times of crisis, people are willing to make sacrifices.

در زمان بحران، مردم حاضرند فداکاری کنند.

his sacrifices for the team were recognized at the awards ceremony.

فداکاری‌های او برای تیم در مراسم اهدای جوایز مورد توجه قرار گرفت.

some sacrifices are necessary for personal growth.

برخی فداکاری‌ها برای رشد شخصی ضروری هستند.

they had to make sacrifices to maintain their friendship.

آنها مجبور شدند برای حفظ دوستی خود فداکاری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید