sadist

[ایالات متحده]/'seidist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که از ایجاد درد یا رنج به دیگران لذت می‌برد.
شکل‌های واژه
جمعsadists

جملات نمونه

He acted a sadist in that TV play.

او در آن نمایش تلویزیونی نقش یک سادیست را بازی کرد.

He is known to be a sadist, deriving pleasure from inflicting pain on others.

او به عنوان یک سادیست شناخته می شود، کسی که از وارد کردن درد به دیگران لذت می برد.

The sadist enjoyed watching horror movies, especially the ones with graphic violence.

سادیست از تماشای فیلم های ترسناک لذت می برد، به خصوص آنهایی که خشونت گرافیکی دارند.

The sadist's cruel laughter echoed through the empty hallway.

خنده شیطانی سادیست در راهروی خالی طنین انداز شد.

She suspected her neighbor might be a sadist based on the way he treated his pets.

او بر اساس نحوه رفتار همسایه اش با حیوانات خانگی اش مشکوک بود که او ممکن است یک سادیست باشد.

The sadist derived pleasure from causing others pain, both physically and emotionally.

سادیست از وارد کردن درد به دیگران، هم جسمی و هم عاطفی، لذت می برد.

The sadist's twisted mind found joy in the suffering of others.

ذهن منحرف سادیست در رنج دیگران شادی می یافت.

The sadist's behavior towards his classmates was disturbing and alarming.

رفتار سادیست با همکلاسی هایش نگران کننده و هراس انگیز بود.

The sadist's dark fantasies often involved scenarios of power and control over others.

فانتزی های تاریک سادیست اغلب شامل سناریوهایی از قدرت و کنترل بر دیگران بود.

The sadist's lack of empathy made it difficult for him to understand the feelings of others.

عدم همدلی سادیست باعث می شد درک احساسات دیگران برای او دشوار باشد.

The sadist's tendencies towards violence were a cause for concern among his friends and family.

تمایلات سادیست به سمت خشونت باعث نگرانی دوستان و خانواده اش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید