salve

[ایالات متحده]/sælv/
[بریتانیا]/sæv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پماد؛ بالزام
vt. دلداری دادن؛ کاهش احساس گناه
Word Forms
قسمت سوم فعلsalved
جمعsalves
شکل سوم شخص مفردsalves
صفت یا فعل حال استمراریsalving
زمان گذشتهsalved

عبارات و ترکیب‌ها

healing salve

خمیر ترمیم‌کننده

soothing salve

خمیر تسکین دهنده

جملات نمونه

charity salves our conscience.

خیریه وجدان ما را التیام می بخشد.

salved my conscience by apologizing.

با عذرخواهی وجدانم را آرام کردم.

the idea provided him with a salve for his guilt.

ایده او را با تسکین برای احساس گناهش روبه‌رو کرد.

After the feast she spent a week dieting to salve her conscience.

پس از جشن، او یک هفته رژیم گرفت تا وجدانش را آرام کند.

She applied a soothing salve to her sunburned skin.

او یک پماد تسکین دهنده را روی پوست آفتاب سوخته خود استفاده کرد.

The herbal salve helped alleviate the pain in his muscles.

پماد گیاهی به تسکین درد عضلات او کمک کرد.

He used a healing salve to treat the cut on his hand.

او از یک پماد ترمیم کننده برای درمان بریدگی روی دستش استفاده کرد.

The pharmacist recommended a natural salve for the rash.

داروساز یک پماد طبیعی برای بثورات پوستی توصیه کرد.

Applying a cooling salve can help reduce inflammation.

استفاده از یک پماد خنک کننده می تواند به کاهش التهاب کمک کند.

The salve had a pleasant scent of lavender.

پماد بوی مطبوعی از اسطوخودوس داشت.

The salve quickly absorbed into her skin, leaving no greasy residue.

پماد به سرعت در پوست او جذب شد و هیچ اثر چربی از خود باقی نگذاشت.

She always keeps a jar of healing salve in her first aid kit.

او همیشه یک شیشه پماد ترمیم کننده را در جعبه کمک های اولیه خود نگه می دارد.

The salve provided relief to his dry, cracked hands.

پماد باعث تسکین دست های خشک و ترک خورده او شد.

A homemade salve made from natural ingredients can be very effective.

یک پماد خانگی تهیه شده از مواد طبیعی می تواند بسیار موثر باشد.

نمونه‌های واقعی

It's no longer the salve to our fears or the guide to our actions.

دیگر نه تسکین‌بخش ترس‌های ما و نه راهنمای اعمال ما نیست.

منبع: 2023 Celebrity High School Graduation Speech

To poetry he could add another salve: complete identification with the revolutionary struggle.

او می‌توانست یک مرهم دیگر به شعرش اضافه کند: شناسایی کامل با مبارزه انقلابی.

منبع: The Economist (Summary)

These were heavy salves that often didn't hold their scent for very long.

اینها مرهم‌های سنگینی بودند که اغلب بوی خود را برای مدت زیادی حفظ نمی‌کردند.

منبع: Scishow Selected Series

They also want to salve their consciences.

آنها همچنین می‌خواهند وجدان خود را تسکین دهند.

منبع: The Economist (Summary)

The tincture and the salve will help.

تینکتور و مرهم کمک خواهد کرد.

منبع: Downton Abbey Detailed Analysis

I've got a salve that ought to shrink that right up.

من یک مرهم دارم که باید آن را به طور کامل کوچک کند.

منبع: Friends Season 3

This brown powder could be mixed into drinks, made into salves or eaten straight up.

این پودر قهوه‌ای را می‌توان در نوشیدنی‌ها مخلوط کرد، به مرهم تبدیل کرد یا مستقیماً خورد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

So, I use the beeswax and honey to develop lip balms, lotions, salves and soaps.

بنابراین، من از موم زنبور عسل و عسل برای توسعه بالم‌های لب، لوسیون‌ها، مرهم‌ها و صابون‌ها استفاده می‌کنم.

منبع: VOA Standard English_Americas

A little salve for our hearts that protects it against an onslaught of stress and worldly demands?

یک مرهم کوچک برای قلب ما که از هجوم استرس و خواسته‌های دنیوی محافظت می‌کند؟

منبع: Popular Science Essays

In conclusion, it's unwise to be a mortgage salve.

در نتیجه، عاقلانه نیست که یک مرهم وام مسکن باشید.

منبع: Prediction essay for TEM-4.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید