scatteredly arranged
به صورت پراکنده مرتب شده
scatteredly placed
به صورت پراکنده قرار گرفته
scatteredly distributed
به صورت پراکنده توزیع شده
scatteredly falling
به صورت پراکنده می افتد
scatteredly strewn
به صورت پراکنده پخش شده
scatteredly collected
به صورت پراکنده جمع آوری شده
scatteredly present
به صورت پراکنده وجود دارد
scatteredly visible
به صورت پراکنده قابل مشاهده است
scatteredly located
به صورت پراکنده قرار دارد
scatteredly spread
به صورت پراکنده گسترده شده
the leaves were scatteredly blown across the lawn.
برگها به طور پراکنده روی چمن پخش شده بودند.
rain fell scatteredly over the fields.
باران به طور پراکنده بر روی مزارع میبارید.
the audience applauded scatteredly after the performance.
تماشاگران پس از اجرا به طور پراکنده تشویق کردند.
he scatteredly placed his belongings around the room.
او وسایل خود را به طور پراکنده در اطراف اتاق قرار داد.
the stars shone scatteredly in the night sky.
ستارگان به طور پراکنده در آسمان شب میدرخشیدند.
the crowd dispersed, moving scatteredly down the street.
جمعیت پراکنده شد و به طور پراکنده در خیابان حرکت کرد.
the books were scatteredly arranged on the shelves.
کتابها به طور پراکنده روی قفسهها چیده شده بودند.
the flowers bloomed scatteredly throughout the garden.
گلها به طور پراکنده در سراسر باغ شکوفا شدند.
he scatteredly threw seeds across the garden bed.
او به طور پراکنده دانهها را در سراسر باغ پاشید.
the comments were scatteredly distributed across the forum.
نظرات به طور پراکنده در انجمن توزیع شدند.
the memories came back to her scatteredly over the years.
خاطرات به طور پراکنده در طول سالها به یادش بازگشتند.
scatteredly arranged
به صورت پراکنده مرتب شده
scatteredly placed
به صورت پراکنده قرار گرفته
scatteredly distributed
به صورت پراکنده توزیع شده
scatteredly falling
به صورت پراکنده می افتد
scatteredly strewn
به صورت پراکنده پخش شده
scatteredly collected
به صورت پراکنده جمع آوری شده
scatteredly present
به صورت پراکنده وجود دارد
scatteredly visible
به صورت پراکنده قابل مشاهده است
scatteredly located
به صورت پراکنده قرار دارد
scatteredly spread
به صورت پراکنده گسترده شده
the leaves were scatteredly blown across the lawn.
برگها به طور پراکنده روی چمن پخش شده بودند.
rain fell scatteredly over the fields.
باران به طور پراکنده بر روی مزارع میبارید.
the audience applauded scatteredly after the performance.
تماشاگران پس از اجرا به طور پراکنده تشویق کردند.
he scatteredly placed his belongings around the room.
او وسایل خود را به طور پراکنده در اطراف اتاق قرار داد.
the stars shone scatteredly in the night sky.
ستارگان به طور پراکنده در آسمان شب میدرخشیدند.
the crowd dispersed, moving scatteredly down the street.
جمعیت پراکنده شد و به طور پراکنده در خیابان حرکت کرد.
the books were scatteredly arranged on the shelves.
کتابها به طور پراکنده روی قفسهها چیده شده بودند.
the flowers bloomed scatteredly throughout the garden.
گلها به طور پراکنده در سراسر باغ شکوفا شدند.
he scatteredly threw seeds across the garden bed.
او به طور پراکنده دانهها را در سراسر باغ پاشید.
the comments were scatteredly distributed across the forum.
نظرات به طور پراکنده در انجمن توزیع شدند.
the memories came back to her scatteredly over the years.
خاطرات به طور پراکنده در طول سالها به یادش بازگشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید