scoff

[ایالات متحده]/skɒf/
[بریتانیا]/skɑːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمسخر; تحقیر; سوژه خنده
vt. تمسخر کردن; تحقیر کردن; با ولع خوردن
vi. تمسخر کردن; تحقیر کردن; با ولع خوردن
Word Forms
زمان گذشتهscoffed
قسمت سوم فعلscoffed
شکل سوم شخص مفردscoffs
صفت یا فعل حال استمراریscoffing
جمعscoffs

عبارات و ترکیب‌ها

scoff at

با تمسخر برخورد کردن

scoffing tone

حرف تمسخرآمیز

scoff in disbelief

با ناباوری تمسخر کردن

جملات نمونه

be the scoff of the town

تمسخر شهر بودن

his army was the scoff of all Europe.

ارتش او مورد تمسخر همه اروپا بود.

Patrick professed to scoff at soppy love scenes in films.

پاتریک اظهار داشت که در مورد صحنه های عاشقانه آبکی در فیلم ها تمسخر می کند.

he can scoff a cannelloni faster than you can drink a pint.

او می‌تواند سریعتر از شما یک کانیلونی بخورد.

A hundred years ago people scoffed at the idea.

صد سال پیش مردم نسبت به این ایده تمسخر می‌کردند.

I bet he has scoffed them all, greedy pig.

حدس می‌زنم که او همه آنها را خورده است، خوک حریص.

Despite the fact that skeletons seem mischievous or imbecilic, they are nothing to scoff at.

با وجود اینکه اسکلت‌ها ممکن است شیطنت‌آمیز یا نادان به نظر برسند، چیزی نیست که بخواهیم آنها را دست‌کم بگیریم.

a scoffer, a debauched person, and, in brief, a man of Belial

یک تمسخر کننده، یک فرد فاسد و به طور خلاصه، مردی از بلعال

نمونه‌های واقعی

That's fine, go ahead and scoff.

خوب، ادامه بده و تمسخر کن.

منبع: Friends Season 2

No, Rob. He scoffed only 7 in one minute.

نه، راب. او فقط 7 بار در یک دقیقه تمسخر کرد.

منبع: 6 Minute English

He scoffed only 7 in one minute.

او فقط 7 بار در یک دقیقه تمسخر کرد.

منبع: 6 Minute English

" Oh, come on, " scoffed Ron. " His school? "

« اوه، بیایید،» رون با تمسخر گفت. « مدرسه اش؟»

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Yet it is tempting to scoff.

با این حال، وسوسه انگیز است که تمسخر کرد.

منبع: The Economist (Summary)

" Oh, as if you care about that! " scoffed Hermione.

« اوه، انگار اصلا به آن اهمیت می‌دهی! » هرمیون با تمسخر گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

He was ridiculed and scoffed at, just as we have been ridiculed.

او مورد تمسخر و تحقیر قرار گرفت، همانطور که ما نیز مورد تحقیر قرار گرفته‌ایم.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Some of them fought naked, scoffing at their enemies' armor.

برخی از آنها برهنه جنگیدند و به زره دشمنان خود تمسخر کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

4 The One enthroned in heaven laughs; the Lord scoffs at them.

۴ خدای نشسته در بهشت می‌خندد؛ خداوند آنها را تمسخر می‌کند.

منبع: Bible (original version)

Prince Charles scoffed at these ideas, asking why it was really necessary.

شاهزاده چارلز با تمسخر به این ایده‌ها اشاره کرد و پرسید چرا واقعاً ضروری است.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید