scrubbed

[ایالات متحده]/'skrʌbid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تصفیه شده; خالص
v. به شدت تمیز شده; لغو شده; به شدت مالیده شده.
Word Forms
زمان گذشتهscrubbed
قسمت سوم فعلscrubbed

عبارات و ترکیب‌ها

scrub off

پاک کردن

scrub clean

تمیز کردن با برس

body scrub

اسکراب بدن

scrub typhus

تب تبری

جملات نمونه

She scrubbed the stain on the floor.

او لکه روی زمین را تمیز کرد.

they scrubbed and depilated her.

آنها او را تمیز و اصلاح کردند.

she scrubbed the ick off the back of the stove.

او کثیفی را از پشت اجاق گاز پاک کرد.

She scrubbed the kitchen floor until it was clean as a whistle.

او کف آشپزخانه را تا زمانی که مانند یک سوت تمیز شد، تمیز کرد.

he scrubbed his hands until they were raw.

او دست هایش را تا زمانی که قرمز و ملتهب شدند، تمیز کرد.

the doctor scrubbed up and donned a protective gown.

دکتر لباس‌هایش را ضدعفونی کرد و یک روپوش محافظ پوشید.

The mother scrubbed the floor and her child did the same.

مادر کف را تمیز کرد و فرزندش هم همین کار را کرد.

Each frame is scrubbed four times to erase jaggies, and PGR3 still runs at 60 frames per second - twice the rate of TV.

هر فریم چهار بار تمیز می شود تا لبه های دندانه دار از بین برود، و PGR3 هنوز با سرعت 60 فریم در ثانیه اجرا می شود - دو برابر سرعت تلویزیون.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید