shamefulness

[ایالات متحده]/ˈʃeɪmfəlnəs/
[بریتانیا]/ˈʃeɪmfəlnəs/

ترجمه

n. کیفیت شرم آور بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shamefulness revealed

افشای شرمندگی

shamefulness acknowledged

تصدیق شرمندگی

shamefulness exposed

بر ملا شدن شرمندگی

shamefulness addressed

رسیدگی به شرمندگی

shamefulness confronted

مقابله با شرمندگی

shamefulness discussed

بحث درباره شرمندگی

shamefulness recognized

تشخیص شرمندگی

shamefulness accepted

پذیرش شرمندگی

shamefulness highlighted

تاکید بر شرمندگی

shamefulness ignored

نادیده گرفتن شرمندگی

جملات نمونه

his shamefulness was evident in the way he treated others.

اظهار شرمسندگی او در نحوه رفتار او با دیگران آشکار بود.

she felt a deep sense of shamefulness after lying to her friend.

او بعد از دروغ گفتن به دوستش، احساس عمیقی از شرمسندگی کرد.

the shamefulness of his actions haunted him for years.

شرمندگی اعمالش سال‌ها او را آزار می‌داد.

in the face of shamefulness, one must seek redemption.

در برابر شرمسندگی، باید به دنبال رستگاری بود.

they confronted the shamefulness of their past mistakes.

آنها با شرمسندگی اشتباهات گذشته خود روبرو شدند.

her shamefulness led her to withdraw from social situations.

شرمندگی او باعث شد از موقعیت‌های اجتماعی کناره‌گیری کند.

the community addressed the shamefulness of discrimination.

جامعه به موضوع شرمسندگی تبعیض رسیدگی کرد.

he spoke openly about the shamefulness of his addiction.

او به طور آشکار درباره شرمسندگی اعتیاد خود صحبت کرد.

there is a shamefulness in ignoring the suffering of others.

نادیده گرفتن رنج دیگران شرمسندگی دارد.

she vowed to overcome her shamefulness and make amends.

او قول داد شرمسندگی خود را از بین ببرد و جبران کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید