shamelessness abounds
خیانت و بیهیچنگاری گسترده است
displaying shamelessness
خیانت و بیهیچنگاری نشان داده میشود
with shamelessness
با خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness exposed
خیانت و بیهیچنگاری آشکار شده است
full of shamelessness
پر از خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness thrives
خیانت و بیهیچنگاری در حال گسترش است
overcoming shamelessness
پیروزی بر خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness evident
خیانت و بیهیچنگاری آشکار است
breeding shamelessness
تولید خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness remains
خیانت و بیهیچنگاری باقی میماند
his shamelessness in asking for money was truly astounding.
بدون حیا بودن او در خواست پول واقعاً شگفتآور بود.
she displayed a remarkable shamelessness in pursuing her goals.
او در دستیابی به اهداف خود یک بد حیا بسیار قابل توجه نشان داد.
the politician’s shamelessness was evident in his blatant lies.
بد حیای سیاستمدار در یادآوری چشماندازهایش واضح بود.
i was shocked by the shamelessness of his behavior at the party.
من از بد حیای رفتار او در جشن تشویق شدم.
there's a certain shamelessness to approaching strangers like that.
به چنین رویکردن به غریبهها یک نوع بد حیا وجود دارد.
the company’s shameless marketing tactics were widely criticized.
استراتژیهای بازاریابی بیحیای شرکت به طور گستردهای منتقد شدند.
he faced the consequences of his shameless actions with a smirk.
او با یک لبخند با عواقب اقدامات بیحیای خود مواجه شد.
her shameless disregard for the rules was unacceptable.
عدم توجه بیحیای او به قوانین قابل قبول نبود.
the sheer shamelessness of the situation was almost comical.
بد حیای کامل این وضعیت تقریباً خندهدار بود.
despite the criticism, he continued with his shameless scheme.
در امتناع از نقد، او با اقدام بیحیای خود ادامه داد.
it takes a certain kind of shamelessness to pull a stunt like that.
برای انجام چنین یک پرformانسی، یک نوع بد حیا لازم است.
shamelessness abounds
خیانت و بیهیچنگاری گسترده است
displaying shamelessness
خیانت و بیهیچنگاری نشان داده میشود
with shamelessness
با خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness exposed
خیانت و بیهیچنگاری آشکار شده است
full of shamelessness
پر از خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness thrives
خیانت و بیهیچنگاری در حال گسترش است
overcoming shamelessness
پیروزی بر خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness evident
خیانت و بیهیچنگاری آشکار است
breeding shamelessness
تولید خیانت و بیهیچنگاری
shamelessness remains
خیانت و بیهیچنگاری باقی میماند
his shamelessness in asking for money was truly astounding.
بدون حیا بودن او در خواست پول واقعاً شگفتآور بود.
she displayed a remarkable shamelessness in pursuing her goals.
او در دستیابی به اهداف خود یک بد حیا بسیار قابل توجه نشان داد.
the politician’s shamelessness was evident in his blatant lies.
بد حیای سیاستمدار در یادآوری چشماندازهایش واضح بود.
i was shocked by the shamelessness of his behavior at the party.
من از بد حیای رفتار او در جشن تشویق شدم.
there's a certain shamelessness to approaching strangers like that.
به چنین رویکردن به غریبهها یک نوع بد حیا وجود دارد.
the company’s shameless marketing tactics were widely criticized.
استراتژیهای بازاریابی بیحیای شرکت به طور گستردهای منتقد شدند.
he faced the consequences of his shameless actions with a smirk.
او با یک لبخند با عواقب اقدامات بیحیای خود مواجه شد.
her shameless disregard for the rules was unacceptable.
عدم توجه بیحیای او به قوانین قابل قبول نبود.
the sheer shamelessness of the situation was almost comical.
بد حیای کامل این وضعیت تقریباً خندهدار بود.
despite the criticism, he continued with his shameless scheme.
در امتناع از نقد، او با اقدام بیحیای خود ادامه داد.
it takes a certain kind of shamelessness to pull a stunt like that.
برای انجام چنین یک پرformانسی، یک نوع بد حیا لازم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید