unhoused individuals
افراد بیخانمان
unhoused population
جمعیت بیخانمان
unhoused community
جامعه بیخانمان
unhoused families
خانوادههای بیخانمان
unhoused youth
جوانان بیخانمان
unhoused veterans
سربازان بازنشسته بیخانمان
unhoused persons
افراد بیخانمان
unhoused citizens
شهروندان بیخانمان
unhoused adults
بزرگسالان بیخانمان
unhoused neighbors
همسایگان بیخانمان
many unhoused individuals struggle to find shelter during the winter.
بسیاری از افراد بیخانمان در طول زمستان برای یافتن سرپناه تلاش میکنند.
the city has implemented programs to assist the unhoused population.
شهر برنامههایی را برای کمک به جمعیت بیخانمان اجرا کرده است.
unhoused families face unique challenges in accessing education.
خانوادههای بیخانمان با چالشهای منحصربهفردی در دسترسی به آموزش روبرو هستند.
local charities are working to provide resources for the unhoused.
سازمانهای خیریه محلی در تلاشند تا منابعی را برای افراد بیخانمان فراهم کنند.
many unhoused people experience mental health issues.
بسیاری از افراد بیخانمان دچار مشکلات بهداشت روان میشوند.
the government has allocated funds to support unhoused veterans.
دولت بودجهای را برای حمایت از جانبازان بیخانمان اختصاص داده است.
unhoused individuals often rely on community services for basic needs.
افراد بیخانمان اغلب برای نیازهای اساسی به خدمات اجتماعی متکی هستند.
advocates are raising awareness about the rights of the unhoused.
فعالان در حال افزایش آگاهی در مورد حقوق افراد بیخانمان هستند.
unhoused youth are at a higher risk of exploitation.
جوانان بیخانمان در معرض خطر بیشتری از سوء استفاده قرار دارند.
efforts to house the unhoused are gaining momentum in urban areas.
تلاشها برای اسکان افراد بیخانمان در مناطق شهری در حال افزایش هستند.
unhoused individuals
افراد بیخانمان
unhoused population
جمعیت بیخانمان
unhoused community
جامعه بیخانمان
unhoused families
خانوادههای بیخانمان
unhoused youth
جوانان بیخانمان
unhoused veterans
سربازان بازنشسته بیخانمان
unhoused persons
افراد بیخانمان
unhoused citizens
شهروندان بیخانمان
unhoused adults
بزرگسالان بیخانمان
unhoused neighbors
همسایگان بیخانمان
many unhoused individuals struggle to find shelter during the winter.
بسیاری از افراد بیخانمان در طول زمستان برای یافتن سرپناه تلاش میکنند.
the city has implemented programs to assist the unhoused population.
شهر برنامههایی را برای کمک به جمعیت بیخانمان اجرا کرده است.
unhoused families face unique challenges in accessing education.
خانوادههای بیخانمان با چالشهای منحصربهفردی در دسترسی به آموزش روبرو هستند.
local charities are working to provide resources for the unhoused.
سازمانهای خیریه محلی در تلاشند تا منابعی را برای افراد بیخانمان فراهم کنند.
many unhoused people experience mental health issues.
بسیاری از افراد بیخانمان دچار مشکلات بهداشت روان میشوند.
the government has allocated funds to support unhoused veterans.
دولت بودجهای را برای حمایت از جانبازان بیخانمان اختصاص داده است.
unhoused individuals often rely on community services for basic needs.
افراد بیخانمان اغلب برای نیازهای اساسی به خدمات اجتماعی متکی هستند.
advocates are raising awareness about the rights of the unhoused.
فعالان در حال افزایش آگاهی در مورد حقوق افراد بیخانمان هستند.
unhoused youth are at a higher risk of exploitation.
جوانان بیخانمان در معرض خطر بیشتری از سوء استفاده قرار دارند.
efforts to house the unhoused are gaining momentum in urban areas.
تلاشها برای اسکان افراد بیخانمان در مناطق شهری در حال افزایش هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید