ducked

[ایالات متحده]/[dʌkt]/
[بریتانیا]/[dʌkt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گریز کردن؛ فرار کردن.
v. (گذشته‌ی زمانی از duck) سر و گردن را سریع پایین آوردن برای از برخورد یا دیده شدن جلوگیری کردن؛ چیزی ناخوشایند یا دشوار را جلوگیری کردن؛ حرکت کردن به سرعت و با ظرافت.

عبارات و ترکیب‌ها

ducked out

پشت سر گذاشتن

ducked under

زیر گذشتن

ducked away

پشت سر گذاشتن

he ducked

او پشت سر گذاشت

she ducked

اوی پشت سر گذاشت

they ducked

آنها پشت سر گذاشتند

ducking fast

پشت سر گذاشتن سریع

ducking quickly

پشت سر گذاشتن سریع

ducked behind

پشت چیزی گذاشتن

ducked out of

خارج شدن از

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید