taller

[ایالات متحده]/ˈtɔːlə/
[بریتانیا]/ˈtɔːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از بلند؛ سخت به باور؛ سخت برای انجام دادن؛ دارای ارتفاع...

عبارات و ترکیب‌ها

taller than me

قد بلندتر از من

taller buildings

ساختمان‌های بلندتر

taller trees

درختان بلندتر

taller kids

بچه‌های قد بلندتر

taller friends

دوستان قد بلندتر

taller athletes

ورزشکاران قد بلندتر

taller fences

نرده‌های بلندتر

taller plants

گیاهان بلندتر

taller ceilings

سقف‌های بلندتر

taller mountains

کوه‌های بلندتر

جملات نمونه

he is taller than his brother.

او از برادرش قدبلندتر است.

she wishes she were taller.

او آرزو می‌کند که قدبلندتر بود.

this building is taller than the others.

این ساختمان از بقیه بلندتر است.

as he grows older, he becomes taller.

با بزرگ شدن او، قدبلندتر می‌شود.

is there anyone taller than you in the class?

آیا در کلاس کسی قدبلندتر از شما وجود دارد؟

her dreams of being taller motivated her to play basketball.

رویاهای او از قدبلند بودن باعث شد که او بسکتبال بازی کند.

the tree in the backyard is taller than the house.

درخت حیاط پشتی از خانه بلندتر است.

he feels insecure because he is not as tall as his friends.

او احساس ناامنی می‌کند زیرا قدش به اندازه دوستانش بلند نیست.

she stood on her tiptoes to appear taller.

او برای اینکه قدبلندتر به نظر برسد، روی پنجه پا ایستاد.

they say that taller people earn more money.

می‌گویند افراد قدبلند بیشتر پول درمی‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید