skimmingly

[ایالات متحده]/ˈskɪmɪŋli/
[بریتانیا]/ˈskɪmɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای نرم و ملایم؛ به سطح حرکت کردن نرم

عبارات و ترکیب‌ها

read skimmingly

خواندن سریع

touched skimmingly

لمس کردن سریع

moved skimmingly

حرکت کردن سریع

glanced skimmingly

نگاه کردن سریع

passed skimmingly

عبور کردن سریع

looked skimmingly

نگاه کردن سریع

ran skimmingly

دویدن سریع

glided skimmingly

لغزیدن سریع

flowed skimmingly

جریان یافت سریع

skimmed skimmingly

سریع پریدن

جملات نمونه

she read the contract skimmingly, missing several important clauses.

او قرارداد را به طور خیلی سریع خواند و چندین بند مهم را گم کرد.

he looked through the magazine skimmingly, barely noticing the articles.

او به طور خیلی سریع از مجله نگاه کرد و مقالات را تقریباً لحاظ نکرد.

the student reviewed the chapter skimmingly before the exam.

دانش‌آموز فصل را قبل از امتحان به طور خیلی سریع مرور کرد.

they browsed the website skimmingly, looking for specific information.

آن‌ها به طور خیلی سریع سایت را مرور کردند تا اطلاعات خاصی را پیدا کنند.

she flipped through the pages skimmingly, searching for photographs.

او به طور خیلی سریع صفحات را برگشته داد تا عکس‌ها را پیدا کند.

the editor scanned the manuscript skimmingly for obvious errors.

ویراستار به طور خیلی سریع متن را برای خطا‌های واضح اسکن کرد.

he passed through the gallery skimmingly, barely glancing at the paintings.

او به طور خیلی سریع از گالری عبور کرد و تقریباً به نقاشی‌ها نگاهی نداشت.

we examined the proposal skimmingly due to time constraints.

به دلیل محدودیت زمان، ما پیشنهاد را به طور خیلی سریع بررسی کردیم.

the researcher skimmed through the literature skimmingly initially.

پژوهشگر در ابتدا به طور خیلی سریع از ادبیات گذشت.

she glanced at the document skimmingly before signing it.

او قبل از امضای آن، به طور خیلی سریع به دستورالعمل نگاه کرد.

the tourist walked through the museum skimmingly, missing key exhibits.

گردشگر به طور خیلی سریع از موزه گذشت و نمایش‌های کلیدی را گم کرد.

he listened to the lecture skimmingly, his mind wandering elsewhere.

او به طور خیلی سریع به درس گوش داد، در حالی که ذهن او به سوی دیگری پراکنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید