slam

[ایالات متحده]/slæm/
[بریتانیا]/slæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. به زور بستن
vt. به شدت انتقاد کردن
n. صدای بلند بسته شدن
Word Forms
زمان گذشتهslammed
شکل سوم شخص مفردslams
صفت یا فعل حال استمراریslamming
قسمت سوم فعلslammed
جمعslams

عبارات و ترکیب‌ها

slam the door

در را بکوب

slam dunk

اسلم کردن

slam poetry

شعر اسلَم

slam the ball

توپ را محکم بزن

grand slam

گرند اسلم

جملات نمونه

the slam of a door.

برخورد ناگهانی در

a slam-bang action cartoon.

یک کارتون اکشن بسیار هیجان انگیز.

drove slam-bang through the barricade; a slam-bang collision.

با سرعت از میان سد عبور کرد؛ یک برخورد بسیار شدید.

the film season's one slam-dunk hit.

یک موفقیت بزرگ و غیرمنتظره در فصل فیلم.

the slam-bang world of daily journalism.

دنیای پرهیاهو روزنامه‌نگاری روزانه.

slam the door in sb.'s face

در را با خشمت به صورت کسی بستن

slam rockets into the enemy's positions

مهمات را به سمت مواضع دشمن پرتاب کرد

The slam of the shutter awoke me.

صدای بستن ناگهانی درِ چوبی مرا از خواب بیدار کرد.

a thriller that proceeds slam-bang to its conclusion; a slam-bang movie car chase.

یک تریلر که با سرعت و هیجان به اوج خود می‌رسد؛ یک تعقیب و گریز ماشین هیجان‌انگیز در فیلم.

he slams the door behind him as he leaves.

او در حال ترک کردن، در را پشت سر خود محکم بست.

they continue to slam-dunk every proposal we make.

آنها به ارائه پیشنهادات ما ضربه می زنند.

I walked slam-bang into this character.

من به طور ناگهانی با این شخصیت روبرو شدم.

They were surprised by the slam of a car door.

آنها از صدای ناگهانی بسته شدن در ماشین متعجب شدند.

he always used to slam the gate and try and fetch her shins a wallop.

او همیشه در را محکم می‌بست و سعی می‌کرد ساق پای او را بزند.

Brazil's Ricardo Campello falls after going airborne during the wave sailing competition at the Gran Canaria PWA Grand Slam at Pozo Izquierdo beach in the Canary Islands July 17.

ریکاردو کامپلو از برزیل پس از پرواز در مسابقه موج سواری در گرنداسلام PWA Gran Canaria در ساحل پوئزو ایزکویردو در جزایر قناری 17 ژوئیه سقوط کرد.

نمونه‌های واقعی

The US is getting absolutely slammed by Omicron.

ایالات متحده در حال حاضر به شدت تحت تاثیر اومیکرون قرار گرفته است.

منبع: Financial Times

Hope you slammed it in his face. -Medium slam.

امیدوارم آن را به صورت محکم به او کوبیدید. - ضربه متوسط.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

But the wizard slammed the door on her.

اما جادوگر در را به شدت به سمت او کوبید.

منبع: The Tales of Beedle the Bard by J.K. Rowling

And airlines are getting slammed by an aircraft shortage.

و خطوط هوایی به دلیل کمبود هواپیما تحت فشار زیادی قرار دارند.

منبع: Financial Times

Other Republicans have been slamming that outline as unworkable.

سایر جمهوری‌خواهان آن طرح را به عنوان غیرقابل اجرا مورد انتقاد قرار داده‌اند.

منبع: NPR News November 2012 Compilation

Listen, we have the fall dance slam in a week.

گوش کن، ما در عرض یک هفته یک مسابقه رقص پاییزی داریم.

منبع: Our Day Season 2

The headline says that Nasa slammed a spacecraft into an asteroid.

تیتر خبرها می‌گوید که ناسا یک فضاپیما را به یک سیارک کوبید.

منبع: Learn English by following hot topics.

Violent crunches as the cars behind the bus slammed into it.

صدای خرد شدن‌های شدید در حالی که خودروهای پشت اتوبوس به آن کوبیدند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Slammed a car hood on it. - Why?

به آن ضربه محکم به کاپوت ماشین زد. - چرا؟

منبع: Modern Family - Season 07

Anything that crosses the orbit of Earth could one day slam into the Earth.

هر چیزی که از مدار زمین عبور کند ممکن است روزی به زمین برخورد کند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید