slapdashness

[ایالات متحده]//ˈslæpˌdæʃnəs//
[بریتانیا]//ˈslæpˌdæʃnəs//

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی که به شیوه‌ای عجولانه، بی‌احتیاط و غیرمنظم انجام می‌شود؛ بی‌احتیاطی که منجر به کیفیت پایین یا فقدان دقت و جامعیت می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

such slapdashness

Persian_translation

obvious slapdashness

Persian_translation

complete slapdashness

Persian_translation

جملات نمونه

the slapdashness of his report showed in the missing citations and uneven formatting.

بی‌نظمی گزارش او در نقل‌قول‌های از دست رفته و قالب‌بندی ناهموار مشهود بود.

customers complained about the slapdashness of the repairs, especially the loose screws.

مشتریان در مورد بی‌نظمی تعمیرات شکایت داشتند، به خصوص پیچ‌های شل.

the project failed because of slapdashness in planning and last-minute decision-making.

این پروژه به دلیل بی‌نظمی در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در لحظه آخر شکست خورد.

her slapdashness at work created a trail of errors for the team to fix.

بی‌نظمی او در کار باعث ایجاد یک زنجیره از خطاها برای رفع توسط تیم شد.

the slapdashness of the design process led to a confusing user interface.

بی‌نظمی در فرآیند طراحی منجر به یک رابط کاربری گیج‌کننده شد.

we noticed slapdashness in the documentation, with sections copied and pasted without edits.

ما متوجه بی‌نظمی در مستندات شدیم، با بخش‌هایی که بدون ویرایش کپی و پیست شده بودند.

his slapdashness in the kitchen resulted in burnt food and a messy counter.

بی‌نظمی او در آشپزخانه منجر به غذای سوخته و یک پیشخوان نامرتب شد.

the manager criticized the slapdashness of the presentation and demanded a rewrite.

مدیر از بی‌نظمی ارائه انتقاد کرد و خواستار بازنویسی شد.

slapdashness during testing can cause serious bugs to slip into production.

بی‌نظمی در طول آزمایش می‌تواند باعث شود اشکالات جدی وارد تولید شوند.

the slapdashness of their wedding planning showed in the forgotten invitations.

بی‌نظمی در برنامه‌ریزی عروسی آن‌ها در دعوت‌نامه‌های فراموش‌شده نشان داده شد.

i can tolerate mistakes, but not the slapdashness that comes from not checking your work.

من می‌توانم اشتباهات را تحمل کنم، اما نه بی‌نظمی که از عدم بررسی کار شما ناشی می‌شود.

the slapdashness of the paint job left streaks and drips on every wall.

بی‌نظمی رنگ‌آمیزی باعث ایجاد لکه‌های رنگ و قطرات روی هر دیوار شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید