slinkiest

[ایالات متحده]/[ˈslɪŋkɪst]/
[بریتانیا]/[ˈslɪŋkɪst]/

ترجمه

adj. بیشترین دروغین و خیانتکار؛ جابجایی با حرکت نرم و مخفیانه؛ از یک فرد، حرکتی که نشان می‌دهد سعی می‌کند غیرمحسوس باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

slinkiest dress

کمره‌ای‌ترین لباس

slinkiest silhouette

کمره‌ای‌ترین شکل

slinkiest fabric

کمره‌ای‌ترین پارچه

slinkiest curves

کمره‌ای‌ترین منحنی‌ها

slinkiest style

کمره‌ای‌ترین سبک

slinkiest feeling

احساس کمره‌ای‌ترین

slinkiest look

کمره‌ای‌ترین ظاهر

slinkiest shade

کمره‌ای‌ترین رنگ

جملات نمونه

she wore the slinkiest dress i'd ever seen at the party.

او در جشن با لباسی که جذب‌ترین لباسی بود که تا کنون دیده بودم، حضور یافت.

the cat moved with the slinkiest grace as it stalked its prey.

گربه با زیبایی جذب‌ترین در حالی که م猎 its prey.

he described the dancer's movements as the slinkiest and most captivating.

او حرکات رقصنده را به عنوان جذب‌ترین و جذاب‌ترین توصیف کرد.

the slinkiest fabric felt luxurious against her skin.

جنس جذب‌ترین در مقابل پوست او احساس لوکسی را ایجاد کرد.

the spy used the slinkiest route to avoid detection.

کارآگاه از مسیر جذب‌ترین استفاده کرد تا از تشخیص جلوگیری کند.

it was the slinkiest silhouette i'd ever photographed.

این سایه‌ای بود که جذب‌ترین سایه‌ای بود که تا کنون عکس برداشته بودم.

the slinkiest shoes made her feel confident and powerful.

پای جذب‌ترین باعث شد که او احساس اعتماد به نفس و قدرت کند.

he admired the slinkiest curves of the vintage car.

او منحنی‌های جذب‌ترین ماشین کلاسیک را تحسین کرد.

she perfected the slinkiest pose for the magazine cover.

او پستور جذب‌ترین را برای پوستر مجله کامل کرد.

the slinkiest lighting created a mysterious atmosphere.

نورپردازی جذب‌ترین یک جو رازگونه ایجاد کرد.

the slinkiest design won the architecture competition.

طرح جذب‌ترین در مسابقه معماری برنده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید