slugged it
آن را با شدت زد
slugged down
با شدت پایین زد
slugged away
با شدت دور زد
slugged out
با شدت بیرون زد
slugged back
با شدت عقب زد
slugged off
با شدت خاموش کرد
slugged through
با شدت از میان عبور کرد
slugged up
با شدت بالا رفت
slugged along
با شدت در امتداد رفت
slugged past
با شدت از کنار گذشت
he slugged the ball out of the park.
او توپ را با ضربه ای محکم از پارک بیرون زد.
after a long day, she slugged down a cold drink.
بعد از یک روز طولانی، او یک نوشیدنی سرد را با سرعت نوشید.
they slugged it out in the final round of the match.
آنها در دور نهایی مسابقه با تمام توان با هم مبارزه کردند.
the boxer slugged his opponent with a powerful punch.
بوکسور حریف خود را با یک ضربه قدرتمند ضربه زد.
she slugged through her homework before going out.
او قبل از بیرون رفتن تکالیف خود را با پشتکار انجام داد.
he slugged back a few shots at the bar.
او چند جرعه نوشیدنی در بار نوشید.
the team slugged their way to victory.
تیم با تلاش فراوان به پیروزی رسید.
after the argument, he felt like he had been slugged.
بعد از بحث، احساس کرد که ضربه خورده است.
she slugged her way through the traffic.
او با تلاش از میان ترافیک عبور کرد.
the movie was so good, it slugged me with emotions.
فیلم بسیار خوب بود، مرا با احساسات غرق کرد.
slugged it
آن را با شدت زد
slugged down
با شدت پایین زد
slugged away
با شدت دور زد
slugged out
با شدت بیرون زد
slugged back
با شدت عقب زد
slugged off
با شدت خاموش کرد
slugged through
با شدت از میان عبور کرد
slugged up
با شدت بالا رفت
slugged along
با شدت در امتداد رفت
slugged past
با شدت از کنار گذشت
he slugged the ball out of the park.
او توپ را با ضربه ای محکم از پارک بیرون زد.
after a long day, she slugged down a cold drink.
بعد از یک روز طولانی، او یک نوشیدنی سرد را با سرعت نوشید.
they slugged it out in the final round of the match.
آنها در دور نهایی مسابقه با تمام توان با هم مبارزه کردند.
the boxer slugged his opponent with a powerful punch.
بوکسور حریف خود را با یک ضربه قدرتمند ضربه زد.
she slugged through her homework before going out.
او قبل از بیرون رفتن تکالیف خود را با پشتکار انجام داد.
he slugged back a few shots at the bar.
او چند جرعه نوشیدنی در بار نوشید.
the team slugged their way to victory.
تیم با تلاش فراوان به پیروزی رسید.
after the argument, he felt like he had been slugged.
بعد از بحث، احساس کرد که ضربه خورده است.
she slugged her way through the traffic.
او با تلاش از میان ترافیک عبور کرد.
the movie was so good, it slugged me with emotions.
فیلم بسیار خوب بود، مرا با احساسات غرق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید