slurringly apologized
با گویش مبهم عذرخواهی کرد
speaking slurringly
با گویش مبهم صحبت کردن
slurringly mumbled
با گویش مبهم گویشید
slurringly declined
با گویش مبهم پس از آن منصرف شد
slurringly responded
با گویش مبهم پاسخ داد
slurringly stated
با گویش مبهم اعلام کرد
slurringly questioned
با گویش مبهم پرسید
slurringly admitted
با گویش مبهم اعتراف کرد
slurringly uttered
با گویش مبهم گفت
he spoke slurringly after drinking too much wine.
او پس از نوشیدن بیش از حد شراب با گویشی مبهم صحبت کرد.
the politician responded slurringly to the accusations.
سیاستمدار به اتهامات با گویشی مبهم پاسخ داد.
she finished the presentation slurringly due to fatigue.
او به دلیل خستگی با گویشی مبهم ارائه را پایان داد.
the witness gave a slurringly unclear account of the event.
گواه با گویشی مبهم و نامشخصی از رویداد حرف زد.
he apologized slurringly, avoiding direct eye contact.
او با گویشی مبهم عذرخواهی کرد و از تماس نگاه مستقیم خودداری کرد.
the contract terms were written slurringly, causing confusion.
شرایط قرارداد با گویشی مبهم نوشته شد که باعث ایجاد سوءتفاهم شد.
the instructions were slurringly vague, making the task difficult.
دستورالعملها به طور مبهم بودند که باعث سختی در انجام کار شد.
the lawyer questioned the defendant slurringly to mislead the jury.
دادستان با گویشی مبهم به متهم پرسش کرد تا جرگه را گمراه کند.
the report was slurringly worded to protect the company's image.
گزارش با گویشی مبهم نوشته شد تا تصویر شرکت حفظ شود.
he responded slurringly to the reporter's pointed question.
او به سوال نماینده خبری با گویشی مبهم پاسخ داد.
the agreement was slurringly defined, leaving room for interpretation.
همکاری با گویشی مبهم تعریف شد که فضایی برای تفسیر باقی گذاشت.
slurringly apologized
با گویش مبهم عذرخواهی کرد
speaking slurringly
با گویش مبهم صحبت کردن
slurringly mumbled
با گویش مبهم گویشید
slurringly declined
با گویش مبهم پس از آن منصرف شد
slurringly responded
با گویش مبهم پاسخ داد
slurringly stated
با گویش مبهم اعلام کرد
slurringly questioned
با گویش مبهم پرسید
slurringly admitted
با گویش مبهم اعتراف کرد
slurringly uttered
با گویش مبهم گفت
he spoke slurringly after drinking too much wine.
او پس از نوشیدن بیش از حد شراب با گویشی مبهم صحبت کرد.
the politician responded slurringly to the accusations.
سیاستمدار به اتهامات با گویشی مبهم پاسخ داد.
she finished the presentation slurringly due to fatigue.
او به دلیل خستگی با گویشی مبهم ارائه را پایان داد.
the witness gave a slurringly unclear account of the event.
گواه با گویشی مبهم و نامشخصی از رویداد حرف زد.
he apologized slurringly, avoiding direct eye contact.
او با گویشی مبهم عذرخواهی کرد و از تماس نگاه مستقیم خودداری کرد.
the contract terms were written slurringly, causing confusion.
شرایط قرارداد با گویشی مبهم نوشته شد که باعث ایجاد سوءتفاهم شد.
the instructions were slurringly vague, making the task difficult.
دستورالعملها به طور مبهم بودند که باعث سختی در انجام کار شد.
the lawyer questioned the defendant slurringly to mislead the jury.
دادستان با گویشی مبهم به متهم پرسش کرد تا جرگه را گمراه کند.
the report was slurringly worded to protect the company's image.
گزارش با گویشی مبهم نوشته شد تا تصویر شرکت حفظ شود.
he responded slurringly to the reporter's pointed question.
او به سوال نماینده خبری با گویشی مبهم پاسخ داد.
the agreement was slurringly defined, leaving room for interpretation.
همکاری با گویشی مبهم تعریف شد که فضایی برای تفسیر باقی گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید