smooches for you
بوسههایی برای شما
smooches and hugs
بوسهها و آغوشها
sweet smooches
بوسههای شیرین
smooches all around
بوسهها در همه جا
smooches from me
بوسههای من
smooches for kids
بوسههایی برای بچهها
goodnight smooches
بوسههای شب بخیر
smooches and kisses
بوسهها و بوسههای عاشقانه
smooches to share
بوسههایی برای به اشتراک گذاشتن
endless smooches
بوسههای بیپایان
she always gives me sweet smooches before bed.
او همیشه قبل از خواب بوسههای شیرین به من میدهد.
the puppy loves to give smooches to everyone.
سگ کوچولو عاشق بوسیدن همه است.
he surprised her with romantic smooches under the stars.
او او را با بوسههای عاشقانه زیر ستارگان غافلگیر کرد.
they exchanged playful smooches during the picnic.
آنها در حین پیکنیک بوسههای بازیگوشانه رد و بدل کردند.
she blew him smooches from across the room.
او از آن طرف اتاق برایش بوسه فرستاد.
he couldn't resist her smooches, even when he was busy.
حتی وقتی مشغول بود نمیتوانست در برابر بوسههای او مقاومت کند.
they shared smooches in the rain, making it a memorable moment.
آنها در باران بوسه رد و بدل کردند و آن را به لحظهای به یاد ماندنی تبدیل کردند.
she loves to give her kids goodnight smooches.
او عاشق بوسیدن بچههایش قبل از خواب است.
his smooches always make her smile.
بوسههای او همیشه او را خوشحال میکند.
they captured the moment with a photo of their smooches.
آنها با عکسی از بوسههایشان آن لحظه را ثبت کردند.
smooches for you
بوسههایی برای شما
smooches and hugs
بوسهها و آغوشها
sweet smooches
بوسههای شیرین
smooches all around
بوسهها در همه جا
smooches from me
بوسههای من
smooches for kids
بوسههایی برای بچهها
goodnight smooches
بوسههای شب بخیر
smooches and kisses
بوسهها و بوسههای عاشقانه
smooches to share
بوسههایی برای به اشتراک گذاشتن
endless smooches
بوسههای بیپایان
she always gives me sweet smooches before bed.
او همیشه قبل از خواب بوسههای شیرین به من میدهد.
the puppy loves to give smooches to everyone.
سگ کوچولو عاشق بوسیدن همه است.
he surprised her with romantic smooches under the stars.
او او را با بوسههای عاشقانه زیر ستارگان غافلگیر کرد.
they exchanged playful smooches during the picnic.
آنها در حین پیکنیک بوسههای بازیگوشانه رد و بدل کردند.
she blew him smooches from across the room.
او از آن طرف اتاق برایش بوسه فرستاد.
he couldn't resist her smooches, even when he was busy.
حتی وقتی مشغول بود نمیتوانست در برابر بوسههای او مقاومت کند.
they shared smooches in the rain, making it a memorable moment.
آنها در باران بوسه رد و بدل کردند و آن را به لحظهای به یاد ماندنی تبدیل کردند.
she loves to give her kids goodnight smooches.
او عاشق بوسیدن بچههایش قبل از خواب است.
his smooches always make her smile.
بوسههای او همیشه او را خوشحال میکند.
they captured the moment with a photo of their smooches.
آنها با عکسی از بوسههایشان آن لحظه را ثبت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید