kisses goodbye
خوراکیهای لبخند
sending kisses
ارسال خوراکیهای لبخند
little kisses
خوراکیهای لبخند کوچک
stolen kisses
خوراکیهای لبخند ربوده شده
sweet kisses
خوراکیهای لبخند شیرین
lots of kisses
زیادی خوراکیهای لبخند
kissed her
او را خوراکیهای لبخند کرد
kissing him
خوراکیهای لبخند دادن به او
she kisses
او خوراکیهای لبخند میدهد
kissed me
من را خوراکیهای لبخند کرد
she blew kisses at the crowd.
او به جمع جمع کیسهایی نشان داد.
he gave her a quick kiss on the cheek.
او به گونهاش یک چاپسیکسریع داد.
my daughter loves to give sloppy kisses.
دختر من دوست دارد کیسهای گُلِب دهد.
they exchanged sweet kisses under the moonlight.
آنها زیر نور ماه کیسهای شیرینی به یکدیگر دادند.
the puppy showered her with kisses.
سگچهاش را با کیسهای زیادی نشان داد.
he sent her a virtual kiss through the screen.
او از طریق صفحه یک کیس مجازی به او ارسال کرد.
she returned his passionate kisses with equal fervor.
او با همان شدت کیسهای عاشقانهاش را بازگرداند.
the children showered their grandparents with kisses.
کودکان با کیسهای زیادی به دوستهایشان نشان دادند.
he puckered up and blew her a kiss.
او گونهاش را پر کرد و یک کیس به او نشان داد.
she avoided his kisses and walked away.
او از کیسهایش فرار گرفت و رفت.
they shared a tender kiss at the airport.
آنها در فرودگاه یک کیس مهربانانه به یکدیگر دادند.
he offered her a peck on the lips.
او یک چاپسیک روی چهارچوب لبهایش ارائه داد.
kisses goodbye
خوراکیهای لبخند
sending kisses
ارسال خوراکیهای لبخند
little kisses
خوراکیهای لبخند کوچک
stolen kisses
خوراکیهای لبخند ربوده شده
sweet kisses
خوراکیهای لبخند شیرین
lots of kisses
زیادی خوراکیهای لبخند
kissed her
او را خوراکیهای لبخند کرد
kissing him
خوراکیهای لبخند دادن به او
she kisses
او خوراکیهای لبخند میدهد
kissed me
من را خوراکیهای لبخند کرد
she blew kisses at the crowd.
او به جمع جمع کیسهایی نشان داد.
he gave her a quick kiss on the cheek.
او به گونهاش یک چاپسیکسریع داد.
my daughter loves to give sloppy kisses.
دختر من دوست دارد کیسهای گُلِب دهد.
they exchanged sweet kisses under the moonlight.
آنها زیر نور ماه کیسهای شیرینی به یکدیگر دادند.
the puppy showered her with kisses.
سگچهاش را با کیسهای زیادی نشان داد.
he sent her a virtual kiss through the screen.
او از طریق صفحه یک کیس مجازی به او ارسال کرد.
she returned his passionate kisses with equal fervor.
او با همان شدت کیسهای عاشقانهاش را بازگرداند.
the children showered their grandparents with kisses.
کودکان با کیسهای زیادی به دوستهایشان نشان دادند.
he puckered up and blew her a kiss.
او گونهاش را پر کرد و یک کیس به او نشان داد.
she avoided his kisses and walked away.
او از کیسهایش فرار گرفت و رفت.
they shared a tender kiss at the airport.
آنها در فرودگاه یک کیس مهربانانه به یکدیگر دادند.
he offered her a peck on the lips.
او یک چاپسیک روی چهارچوب لبهایش ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید