kisses

[ایالات متحده]/[ˈkɪsɪz]/
[بریتانیا]/[ˈkɪsɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل لمس کردن کسی یا چیزی؛ عبارات علاقه، اغلب در نوشته یا گفتار.
v. لمس کردن کسی یا چیزی با چهارچوب دهان به عنوان علامت علاقه یا احترام؛ نشان دادن علاقه یا احترام؛ در سلام یا خداحض کردن با لمس.

عبارات و ترکیب‌ها

kisses goodbye

خوراکی‌های لبخند

sending kisses

ارسال خوراکی‌های لبخند

little kisses

خوراکی‌های لبخند کوچک

stolen kisses

خوراکی‌های لبخند ربوده شده

sweet kisses

خوراکی‌های لبخند شیرین

lots of kisses

زیادی خوراکی‌های لبخند

kissed her

او را خوراکی‌های لبخند کرد

kissing him

خوراکی‌های لبخند دادن به او

she kisses

او خوراکی‌های لبخند می‌دهد

kissed me

من را خوراکی‌های لبخند کرد

جملات نمونه

she blew kisses at the crowd.

او به جمع جمع کیس‌هایی نشان داد.

he gave her a quick kiss on the cheek.

او به گونه‌اش یک چاپ‌سیک‌سریع داد.

my daughter loves to give sloppy kisses.

دختر من دوست دارد کیس‌های گُلِب دهد.

they exchanged sweet kisses under the moonlight.

آن‌ها زیر نور ماه کیس‌های شیرینی به یکدیگر دادند.

the puppy showered her with kisses.

سگچه‌اش را با کیس‌های زیادی نشان داد.

he sent her a virtual kiss through the screen.

او از طریق صفحه یک کیس مجازی به او ارسال کرد.

she returned his passionate kisses with equal fervor.

او با همان شدت کیس‌های عاشقانه‌اش را بازگرداند.

the children showered their grandparents with kisses.

کودکان با کیس‌های زیادی به دوست‌هایشان نشان دادند.

he puckered up and blew her a kiss.

او گونه‌اش را پر کرد و یک کیس به او نشان داد.

she avoided his kisses and walked away.

او از کیس‌هایش فرار گرفت و رفت.

they shared a tender kiss at the airport.

آن‌ها در فرودگاه یک کیس مهربانانه به یکدیگر دادند.

he offered her a peck on the lips.

او یک چاپ‌سیک روی چهارچوب لب‌هایش ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید