snarl

[ایالات متحده]/snɑːl/
[بریتانیا]/snɑːrl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای بلند و خشن؛ حالت سردرگمی یا بی‌نظمی؛ توهین کلامی خشمگین
vi. صدای بلند و خشن ایجاد کردن؛ با عصبانیت صحبت کردن؛ درهم پیچیدن
vt. به هم ریختن؛ در حین ایجاد صدای بلند و خشن با عصبانیت صحبت کردن؛ چیزی را درهم پیچیدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsnarls
زمان گذشتهsnarled
صفت یا فعل حال استمراریsnarling
قسمت سوم فعلsnarled
جمعsnarls

جملات نمونه

a snarl of rage.

غرش خشم

there's a snarl-up in editing.

مشکلات ویرایشی وجود دارد.

to snarl a once simple problem

برای پیچاندن یک مسئله ساده زمانی

he fairly snarled at her.

او به طرز خشمگینانه به او پوزخند زد.

snarls of wild raspberry plants.

غرش‌های گیاهان تمشک وحشی.

The dog snarled at the stranger.

سگ به غریبه زوزه کشید.

The dog snarled at me.

سگ به من زوزه کشید.

He snarled savagely at her.

او با خشم به او پوزخند زد.

I used to snarl at anyone I disliked.

من قبلاً به هر کسی که دوست نداشتم زوزه می‌کشیدم.

the trailing lead got snarled up in a bramble bush.

سیم لخت در بوته خار گره خورد.

the promising opening soon snarls up in a mess of motives.

آغاز امیدوارکننده به زودی درهم گره می خورد و درهم و برهم می شود.

The two dogs snarled at each other, and then started fighting.

دو سگ به یکدیگر زوزه کشیدند و سپس شروع به جنگیدن کردند.

As I advanced towards the dog, it snarled and struck at me.

همانطور که به سمت سگ پیشروی کردم، آن زوزه کشید و به من حمله کرد.

نمونه‌های واقعی

There's a snarl in the gasket, sir.

جفت درهم‌ریخته است، قربان.

منبع: Go blank axis version

It's causing traffic snarls. The subway's closed.

این باعث ایجاد ترافیک سنگین شده است. مترو بسته است.

منبع: NPR News March 2019 Compilation

The storm is pushing into New England with the potential to snarl the evening commute.

طوفان با پتانسیل ایجاد اختلال در ترافیک عصر، به سمت نیوانگلند در حال پیشروی است.

منبع: AP Listening December 2013 Collection

Gideon snarled and stuffed the tickets into his pocket.

گیدئون غرغر کرد و بلیط ها را در جیب خود گذاشت.

منبع: Zootopia (audiobook)

“Let me go! ” Harry snarled, tugging.

“بگذارید من بروم! ” هری غرغر کرد و کشید.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

The smile has sometimes turned to snarl of late.

لبخند گاهی اوقات اخیراً به غرغر تبدیل شده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

“Someone untied him! ” the executioner was snarling.

“کسی او را باز کرده است! ” جلاد غرغر می‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

" And break your oath" ? he snarled. " Like me" ?

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

" Ay, " they snarled, " a man wi' a hook" .

منبع: Peter Pan

“You can go first, ” Ron snarled.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید