snooze

[ایالات متحده]/snuːz/
[بریتانیا]/snuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره کوتاه خواب یا استراحت؛ چرت
vi. خواب کوتاهی گرفتن یا استراحت کردن؛ چرت زدن
vt. وقت را به طور تنبل سپری کردن؛ وقت را با چرت زدن گذراندن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریsnoozing
قسمت سوم فعلsnoozed
جمعsnoozes
شکل سوم شخص مفردsnoozes
زمان گذشتهsnoozed

عبارات و ترکیب‌ها

take a snooze

چند دقیقه‌ای بخواب

snooze alarm

آلارم به تعویق افتاده

snooze mode

حالت به تعویق انداختن

snooze button

دکمه به تعویق انداختن

جملات نمونه

the children play beach games while the adults snooze in the sun.

در حالی که بزرگسالان در آفتاب چرت می زنند، کودکان در بازی های ساحلی شرکت می کنند.

Contain 5 groups, user-defined from Sunday to Monday alarm clock ,intercalate snooze time.

شامل 5 گروه است که از یکشنبه تا دوشنبه توسط کاربر تعریف شده است، زمان به تعویق انداختن ساعت زنگ دار را وارد کنید.

See also: Timed alarm, untimed alarm, clock alarm, snoozed alarm, session alarm

همچنین ببینید: ساعت زنگ دار زمان دار، ساعت زنگ دار بدون زمان، ساعت زنگ دار، snooze alarm، session alarm

See also: clock alarm, untimed alarm, orphan alarm, snoozed alarm, session alarm

همچنین ببینید: ساعت زنگ دار، ساعت زنگ دار بدون زمان، orphan alarm، snooze alarm، session alarm

Even naps are beneficial, according to a Harvard study in which subjects who took a 90-minute snooze after learning a task performed 50 percent better over a 24-hour period than the napless group.

حتی چرت زدن هم مفید است، طبق مطالعه ای در دانشگاه هاروارد که نشان داد افرادی که بعد از یادگیری یک کار 90 دقیقه چرت می زدند، در یک دوره 24 ساعته 50 درصد بهتر از گروهی که چرت نمی زدند، عمل می کنند.

I always hit the snooze button in the morning.

من همیشه دکمه snooze را صبح به صدا در می آورم.

She loves to snooze in on weekends.

او دوست دارد آخر هفته ها چرت بزند.

I set multiple alarms to prevent myself from snoozing too much.

من چندین زنگ تنظیم می کنم تا از چرت زدن زیاد خودم جلوگیری کنم.

After a long day at work, all I want to do is snooze.

بعد از یک روز طولانی در محل کار، فقط می خواهم چرت بزنم.

The cozy bed makes it tempting to snooze a little longer.

تشک راحت وسوسه می کند که کمی بیشتر چرت بزنم.

I need to stop hitting the snooze button and get up early.

من باید دست زدن به دکمه snooze را متوقف کنم و زودتر از خواب بیدار شوم.

The gentle music on my alarm clock helps me wake up without snoozing.

موسیقی ملایم ساعت زنگ من به من کمک می کند بدون چرت زدن از خواب بیدار شوم.

I feel more refreshed when I don't snooze in the morning.

وقتی صبح چرت نمی زنم احساس شادابی بیشتری می کنم.

It's hard to resist the temptation to snooze when it's raining outside.

وقتی بیرون باران می بارد، مقاومت در برابر وسوسه چرت زدن سخت است.

I'll just snooze for a few more minutes before getting up.

فقط چند دقیقه دیگر چرت می زنم قبل از اینکه از خواب بیدار شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید