receive a spanking
دریافت تنبیه بدنی
spanking punishment
تنبیه بدنی
a spanking clean shirt.
یک پیراهن کاملاً تمیز
very proud of their spanking new kitchen
بسیار مفتخر به آشپزخانه نو و تمیزشان هستند.
we had a spanking time.
ما اوقات خوبی داشتیم.
a spanking white Rolls Royce.
یک رولز رویس سفید براق
A spanking breeze is a boon to sailors.
نسیمی دلپذیر یک نعمت برای دریانوردان است.
gave the child a spanking; was given life imprisonment for the crime.
به کودک تنبیه کردیم؛ به دلیل این جرم به حبس ابد محکوم شد.
Spanking is an indignity to a teenager.
کتک زدن یک نوجوان، نوعی بیاحترامی است.
receive a spanking
دریافت تنبیه بدنی
spanking punishment
تنبیه بدنی
a spanking clean shirt.
یک پیراهن کاملاً تمیز
very proud of their spanking new kitchen
بسیار مفتخر به آشپزخانه نو و تمیزشان هستند.
we had a spanking time.
ما اوقات خوبی داشتیم.
a spanking white Rolls Royce.
یک رولز رویس سفید براق
A spanking breeze is a boon to sailors.
نسیمی دلپذیر یک نعمت برای دریانوردان است.
gave the child a spanking; was given life imprisonment for the crime.
به کودک تنبیه کردیم؛ به دلیل این جرم به حبس ابد محکوم شد.
Spanking is an indignity to a teenager.
کتک زدن یک نوجوان، نوعی بیاحترامی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید