spiritualizing

[ایالات متحده]/[ˈspɪrɪtʃʊəlaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈspɪrɪtʃʊəlaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کیفیت روحی پر کردن؛ روحی تر کردن. چیزی را به صورت روحی یا مرموز تفسیر کردن.
adj. مربوط به یا دارای ویژگی روحی سازی.

عبارات و ترکیب‌ها

spiritualizing experience

تجربه روحی‌سازی

spiritualizing process

فرآیند روحی‌سازی

spiritualizing influence

تأثیر روحی‌سازی

spiritualizing art

هنر روحی‌سازی

spiritualizing music

موسیقی روحی‌سازی

spiritualizing journey

سفر روحی‌سازی

spiritualizing effect

اثر روحی‌سازی

spiritualizing light

نور روحی‌سازی

spiritualizing moment

لحظه روحی‌سازی

spiritualizing practice

روش روحی‌سازی

جملات نمونه

the artist was spiritualizing everyday objects into profound symbols.

هنرمند به‌صورت روحیه‌آوردن اشیاء روزمره را به نمادهای عمیق تبدیل می‌کرد.

she found solace in spiritualizing her grief through writing poetry.

او از روحیه‌آوردن اندوه خود از طریق نویسندگی شعر عبور می‌یافت.

he was spiritualizing the mundane details of his life into a work of art.

او جزئیات روزمره زندگی خود را به یک اثر هنری روحیه‌آورده بود.

the guru encouraged spiritualizing negative emotions into positive energy.

گوهر روحیه‌آوردن احساسات منفی را به انرژی مثبت تشویق می‌کرد.

they were spiritualizing their relationship with nature through mindful observation.

آن‌ها رابطه خود با طبیعت را از طریق مشاهده‌ی آگاهانه روحیه‌آورده بودند.

the composer sought to spiritualize the melody with haunting harmonies.

نوازنده‌ای سعی می‌کرد با هماهنگی‌های اغراق‌آمیز مелودی را روحیه‌آورde کند.

the dancer was spiritualizing movement into a form of prayer.

رقصنده به‌صورت روحیه‌آوردن حرکت را به یک نوع نماز تبدیل می‌کرد.

the teacher helped students in spiritualizing their academic pursuits.

معلم دانش‌آموزان را در روحیه‌آوردن دنباله‌وری‌های آکادمیک خود یاری می‌کرد.

the community was spiritualizing their shared space with vibrant murals.

جامعه با نقاشی‌های رنگارنگ فضای مشترک خود را روحیه‌آورde کرد.

the author was spiritualizing historical events with allegorical storytelling.

نویسنده رویدادهای تاریخی را با داستان‌گویی اُساطری روحیه‌آورde بود.

the practice involved spiritualizing challenges into opportunities for growth.

این تمرین شامل روحیه‌آوردن چالش‌ها به فرصت‌های رشد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید