sportive

[ایالات متحده]/ˈspɔːtɪv/
[بریتانیا]/ˈspɔrtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازیگوش یا شیطنت‌آمیز؛ مربوط به ورزش‌ها یا فعالیت‌های بدنی؛ مشخصه سرگرمی یا بازیگوشی؛ مناسب برای لباس ورزشی

عبارات و ترکیب‌ها

sportive spirit

روحیه ورزشی

sportive attitude

نگاه ورزشی

sportive event

رویداد ورزشی

sportive competition

مسابقه ورزشی

sportive activity

فعالیت ورزشی

sportive lifestyle

سبک زندگی ورزشی

sportive games

بازی‌های ورزشی

sportive outfit

لباس ورزشی

sportive nature

طبع ورزشی

sportive team

تیم ورزشی

جملات نمونه

he has a very sportive attitude towards life.

او نگرش بسیار ورزشی نسبت به زندگی دارد.

the children are very sportive and love to play outside.

کودکان بسیار ورزشی هستند و عاشق بازی در فضای باز هستند.

she prefers sportive activities over sedentary ones.

او فعالیت های ورزشی را به فعالیت های کم تحرک ترجیح می دهد.

sportive people often engage in various physical activities.

افراد ورزشی اغلب در انواع فعالیت های بدنی شرکت می کنند.

his sportive nature makes him a great team player.

طبع ورزشی او باعث می شود یک بازیکن تیمی عالی باشد.

they organized a sportive event to promote fitness.

آنها یک رویداد ورزشی برای ترویج تناسب اندام سازماندهی کردند.

her sportive spirit inspires others to stay active.

روحیه ورزشی او الهام بخش دیگران برای فعال ماندن است.

sportive competitions can build strong community ties.

مسابقات ورزشی می توانند پیوندهای قوی جامعه را ایجاد کنند.

he enjoys watching sportive events on weekends.

او از تماشای رویدادهای ورزشی در آخر هفته ها لذت می برد.

being sportive helps maintain a healthy lifestyle.

ورزش کردن به حفظ یک سبک زندگی سالم کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید