| جمع | squealers |
a squealer
تارگان
squealer alert
هشدار تارگان
squealer's tip
نکته تارگان
was a squealer
یک تارگان بود
squealer revealed
تارگان آشکار شد
squealer spotted
تارگان دیده شد
the neighborhood kids called him a squealer for telling on their games.
کودکان محله او را به دلیل اینکه در مورد بازیهایشان گزارش میدادند، یک فریبکار مینامیدند.
he was a known squealer, always reporting rule violations to the referee.
او یک فریبکار معروف بود، همیشه نقض قوانین را به مربی گزارش میداد.
don't be a squealer; keep your friends' secrets safe.
فریبکار نشو، اسرار دوستان خود را امن نگه دار.
the police warned the informant not to act like a squealer.
پلیس به اطلاعدهنده اخطار داد که به مانند یک فریبکار رفتار نکند.
he got a bad reputation for being a squealer in high school.
او در دوره دبیرستان به دلیل اینکه یک فریبکار بود، شهرت بدی پیدا کرد.
we need someone who won't be a squealer and compromise the mission.
ما به کسی نیاز داریم که فریبکار نشود و مأموریت را به خطر بیندازد.
the company suspected he was a squealer to the press.
شرکت مشکوک بود که او به رسانهها فریبکار است.
she accused him of being a squealer and betraying their trust.
او را متهم کرد که فریبکار است و اعتماد آنها را خیانت کرده است.
he tried to deny being a squealer, but the evidence was overwhelming.
او سعی کرد که اینکه فریبکار است را انکار کند، اما شواهد بسیار قوی بود.
the team warned him not to be a squealer and risk getting caught.
تیم او را از اینکه فریبکار نشود و خطر دست گرفته شدن را بپذیرد، هشدار داد.
being a squealer can damage your reputation and friendships.
بودن یک فریبکار میتواند شهرت و دوستانیتان را آسیب بزند.
a squealer
تارگان
squealer alert
هشدار تارگان
squealer's tip
نکته تارگان
was a squealer
یک تارگان بود
squealer revealed
تارگان آشکار شد
squealer spotted
تارگان دیده شد
the neighborhood kids called him a squealer for telling on their games.
کودکان محله او را به دلیل اینکه در مورد بازیهایشان گزارش میدادند، یک فریبکار مینامیدند.
he was a known squealer, always reporting rule violations to the referee.
او یک فریبکار معروف بود، همیشه نقض قوانین را به مربی گزارش میداد.
don't be a squealer; keep your friends' secrets safe.
فریبکار نشو، اسرار دوستان خود را امن نگه دار.
the police warned the informant not to act like a squealer.
پلیس به اطلاعدهنده اخطار داد که به مانند یک فریبکار رفتار نکند.
he got a bad reputation for being a squealer in high school.
او در دوره دبیرستان به دلیل اینکه یک فریبکار بود، شهرت بدی پیدا کرد.
we need someone who won't be a squealer and compromise the mission.
ما به کسی نیاز داریم که فریبکار نشود و مأموریت را به خطر بیندازد.
the company suspected he was a squealer to the press.
شرکت مشکوک بود که او به رسانهها فریبکار است.
she accused him of being a squealer and betraying their trust.
او را متهم کرد که فریبکار است و اعتماد آنها را خیانت کرده است.
he tried to deny being a squealer, but the evidence was overwhelming.
او سعی کرد که اینکه فریبکار است را انکار کند، اما شواهد بسیار قوی بود.
the team warned him not to be a squealer and risk getting caught.
تیم او را از اینکه فریبکار نشود و خطر دست گرفته شدن را بپذیرد، هشدار داد.
being a squealer can damage your reputation and friendships.
بودن یک فریبکار میتواند شهرت و دوستانیتان را آسیب بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید