stigmatisation

[ایالات متحده]/ˌstɪɡmətaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌstɪɡmətɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تحقیر یا وضعیت تحقیر شدن؛ فرایند توصیف یا در نظر گرفتن کسی به عنوان ناکردار یا نامناسب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social stigmatisation

استیگماتیزاسیون اجتماعی

reduce stigmatisation

کاهش استیگماتیزاسیون

prevent stigmatisation

پیشگیری از استیگماتیزاسیون

anti-stigmatisation

ضد استیگماتیزاسیون

address stigmatisation

مقابله با استیگماتیزاسیون

stigmatisation issue

مشکل استیگماتیزاسیون

stigmatisation campaign

حمله استیگماتیزاسیون

stigmatisation of patients

استیگماتیزاسیون بیماران

stigmatisation problem

مشکل استیگماتیزاسیون

combating stigmatisation

مقابله با استیگماتیزاسیون

جملات نمونه

the stigmatisation of mental illness remains a serious problem in our society.

استیگماتیزاسیون بیماری‌های روانی در جامعه ما هنوز یک مسئله جدی است.

hiv/aids stigmatisation continues to affect millions of people worldwide.

استیگماتیزاسیون ایدز در سراسر جهان به میلیون‌ها نفر اثر می‌گذارد.

we must fight against the stigmatisation of lgbtq+ individuals.

ما باید علیه استیگماتیزاسیون افراد LGBTQ+ مبارزه کنیم.

the stigmatisation of poverty creates additional barriers for vulnerable communities.

استیگماتیزاسیون فقر موانع اضافی برای جوامع آسیب‌پذیر ایجاد می‌کند.

media plays a crucial role in reducing the stigmatisation of disabled people.

رسانه‌ها نقش حیاتی در کاهش استیگماتیزاسیون افراد نابینا دارند.

education is key to preventing the stigmatisation of those with addiction disorders.

آموزش کلیدی برای جلوگیری از استیگماتیزاسیون افراد مبتلا به اختلالات اعتیکانه است.

the stigmatisation of immigrants often leads to social exclusion.

استیگماتیزاسیون مهاجران اغلب منجر به انحصار اجتماعی می‌شود.

healthcare workers face stigmatisation during disease outbreaks.

کارکنان بهداشت در بروز بیماری‌ها با استیگماتیزاسیون مواجه می‌شوند.

anti-stigmatisation campaigns can change public attitudes significantly.

کمپین‌های ضد استیگماتیزاسیون می‌توانند نگرش‌های عمومی را به طور قابل توجهی تغییر دهند.

youth experience stigmatisation when they struggle with academic difficulties.

نوجوانان وقتی که با دشواری‌های تحصیلی مواجه می‌شوند، استیگماتیزاسیون را تجربه می‌کنند.

the stigmatisation of obesity affects mental health outcomes.

استیگماتیزاسیون چاقی بر نتایج سلامت روان تأثیر می‌گذارد.

overcoming stigmatisation requires community engagement and dialogue.

پیروزی بر استیگماتیزاسیون نیاز به مشارکت جامعه و گفت‌وگو دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید