| جمع | stir-fries |
stir-fry vegetables
سبزیجات سرخ کرده
quick stir-fry
سرخکردنی سریع
stir-fry sauce
سس سرخ کرده
i stir-fry
من سرخ میکنم
stir-fried rice
برنج سرخ کرده
stir-frying tonight
امشب سرخ میکنیم
they stir-fry
آنها سرخ میکنند
stir-fry pan
تابه سرخ کرده
did you stir-fry?
آیا سرخ کردید؟
stir-fry chicken
مرغ سرخ کرده
we often stir-fry vegetables with garlic and ginger for a quick dinner.
ما اغلب سبزیجات را با سیر و زنجبیل سرخ میکنیم تا شام سریع و آسان باشد.
she loves to stir-fry chicken with broccoli in soy sauce.
او عاشق سرخ کردن مرغ با گل کلم در سس سویا است.
the chef expertly stir-fried the noodles with shrimp and vegetables.
سرآشپز ماهرانه رشتهها را با میگو و سبزیجات سرخ کرد.
can you stir-fry some rice with diced tofu for lunch?
آیا میتوانید کمی برنج را با توفو خرد شده برای ناهار سرخ کنید؟
they decided to stir-fry beef with bell peppers and onions.
آنها تصمیم گرفتند گوشت گاو را با فلفل دلمهای و پیاز سرخ کنند.
he likes to stir-fry mushrooms with a little sesame oil.
او دوست دارد قارچ را با کمی روغن کنجد سرخ کند.
let's stir-fry some green beans with chili and garlic.
بیایید لوبیا سبز را با فلفل چیلی و سیر سرخ کنیم.
she quickly stir-fried the eggs with chopped scallions.
او به سرعت تخم مرغ را با پیازچه خرد شده سرخ کرد.
they planned to stir-fry fish with a spicy peanut sauce.
آنها برنامهریزی کردند ماهی را با سس بادام زمینی تند سرخ کنند.
he learned how to stir-fry from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه سرخ کردن را از مادربزرگش یاد بگیرد.
the restaurant is famous for its stir-fried dumplings.
این رستوران به خاطر دامپلینگ سرخ شدهاش مشهور است.
stir-fry vegetables
سبزیجات سرخ کرده
quick stir-fry
سرخکردنی سریع
stir-fry sauce
سس سرخ کرده
i stir-fry
من سرخ میکنم
stir-fried rice
برنج سرخ کرده
stir-frying tonight
امشب سرخ میکنیم
they stir-fry
آنها سرخ میکنند
stir-fry pan
تابه سرخ کرده
did you stir-fry?
آیا سرخ کردید؟
stir-fry chicken
مرغ سرخ کرده
we often stir-fry vegetables with garlic and ginger for a quick dinner.
ما اغلب سبزیجات را با سیر و زنجبیل سرخ میکنیم تا شام سریع و آسان باشد.
she loves to stir-fry chicken with broccoli in soy sauce.
او عاشق سرخ کردن مرغ با گل کلم در سس سویا است.
the chef expertly stir-fried the noodles with shrimp and vegetables.
سرآشپز ماهرانه رشتهها را با میگو و سبزیجات سرخ کرد.
can you stir-fry some rice with diced tofu for lunch?
آیا میتوانید کمی برنج را با توفو خرد شده برای ناهار سرخ کنید؟
they decided to stir-fry beef with bell peppers and onions.
آنها تصمیم گرفتند گوشت گاو را با فلفل دلمهای و پیاز سرخ کنند.
he likes to stir-fry mushrooms with a little sesame oil.
او دوست دارد قارچ را با کمی روغن کنجد سرخ کند.
let's stir-fry some green beans with chili and garlic.
بیایید لوبیا سبز را با فلفل چیلی و سیر سرخ کنیم.
she quickly stir-fried the eggs with chopped scallions.
او به سرعت تخم مرغ را با پیازچه خرد شده سرخ کرد.
they planned to stir-fry fish with a spicy peanut sauce.
آنها برنامهریزی کردند ماهی را با سس بادام زمینی تند سرخ کنند.
he learned how to stir-fry from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه سرخ کردن را از مادربزرگش یاد بگیرد.
the restaurant is famous for its stir-fried dumplings.
این رستوران به خاطر دامپلینگ سرخ شدهاش مشهور است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید