streaked

[ایالات متحده]/striːkt/
[بریتانیا]/'strikɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خط‌دار؛ ناپایدار
Word Forms
زمان گذشتهstreaked
قسمت سوم فعلstreaked

جملات نمونه

his beard was streaked with grey.

سبیلش با خطوط خاکستری درهم آمیخته بود.

The children streaked off as fast as they could.

کودکان با تمام سرعت به دویدن افتادند.

the cat leaped free and streaked across the street.

گربه آزادانه پرید و از خیابان گذشت.

handsome violet-streaked wood of the kingwood tree; used especially in cabinetwork.

چوب خوش‌نما بنفش‌دار درخت شاه‌بلوط؛ به‌ویژه در ساخت کمد استفاده می‌شود.

A large North American owl(Strix varia) having barred, brownish plumage across the breast, a streaked belly, and a strident, hooting cry.

یک جغد بزرگ آمریکای شمالی (Strix varia) با پرهای باریک، قهوه‌ای رنگ در قسمت سینه، شکمی راه‌راه و فریاد بلند و گوش‌خراش.

Chow, wearing rags and long hair streaked with gray, plays Mr.Chow, who lives with his preadolescent son Dicky (Xu Jiao).

چو، که لباس‌های مندرس و موهای بلند با رگه‌های خاکستری پوشیده بود، نقش آقای چو را بازی می‌کند که با پسر پیش‌نوجوانی به نام دیکی (سو جیائو) زندگی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید