bolstered

[ایالات متحده]/ˈbəʊltərd/
[بریتانیا]/ˈbɑːl.tərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تقویت یا پشتیبانی کردن؛ به آن قدرت یا ثبات بیشتری دادن

عبارات و ترکیب‌ها

bolstered confidence

اعتمادی تقویت شده

bolstered by support

تقویت شده با حمایت

bolstered defenses

دفاع تقویت شده

bolstered relationships

روابط تقویت شده

bolstered arguments

استدلال‌های تقویت شده

bolstered economy

اقتصاد تقویت شده

bolstered reputation

شهرت تقویت شده

bolstered by success

تقویت شده با موفقیت

bolstered morale

معنویات تقویت شده

bolstered by evidence

تقویت شده با مدارک

جملات نمونه

the team's confidence was bolstered by their recent victory.

اعتماد تیم با پیروزی اخیرشان تقویت شد.

her argument was bolstered by strong evidence.

استدلال او با شواهد قوی تقویت شد.

the economy was bolstered by increased consumer spending.

اقتصاد با افزایش هزینه‌های مصرف‌کنندگان تقویت شد.

his reputation was bolstered by his charitable work.

شهرت او با فعالیت‌های خیریه‌اش تقویت شد.

the project was bolstered by additional funding.

پروژه با بودجه اضافی تقویت شد.

the community was bolstered by new initiatives.

جامعه با طرح‌های جدید تقویت شد.

her confidence was bolstered by positive feedback.

اعتماد او با بازخورد مثبت تقویت شد.

the findings were bolstered by further research.

یافته‌ها با تحقیقات بیشتر تقویت شدند.

his argument was bolstered by expert opinions.

استدلال او با نظرات متخصصان تقویت شد.

the movement was bolstered by widespread public support.

جنبش با حمایت گسترده مردم تقویت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید