strutted proudly
با افتخار قدم زد
strutted around
در اطراف قدم زد
strutted confidently
با اعتماد به نفس قدم زد
strutted in
وارد شد
strutted out
خارج شد
strutted along
در طول قدم زد
strutted back
عقب نشینی کرد
strutted forth
به جلو قدم زد
strutted boldly
با شجاعت قدم زد
strutted freely
به طور آزادانه قدم زد
the peacock strutted proudly in the garden.
طاووس با افتخار در باغ قدم می زد.
he strutted across the stage like a star.
او مثل یک ستاره روی صحنه قدم می زد.
she strutted her stuff during the fashion show.
او در نمایش مد، توانایی های خود را به نمایش گذاشت.
the rooster strutted around the farmyard.
خروس با وقار در حیاط مزرعه قدم زد.
he strutted with confidence at the party.
او با اعتماد به نفس در مهمانی قدم می زد.
the athlete strutted after winning the championship.
ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی قدم زد.
she strutted her way into the room, attracting attention.
او با ورود به اتاق، توجه ها را به خود جلب کرد.
the model strutted down the runway with elegance.
مدل با وقار روی فضا قدم می زد.
the young man strutted around, showing off his new clothes.
جوان با پوشیدن لباس های جدیدش، در اطراف قدم می زد.
the lion strutted through the savannah, king of the jungle.
شیر با غرور در ساوانا قدم می زد، پادشاه جنگل.
strutted proudly
با افتخار قدم زد
strutted around
در اطراف قدم زد
strutted confidently
با اعتماد به نفس قدم زد
strutted in
وارد شد
strutted out
خارج شد
strutted along
در طول قدم زد
strutted back
عقب نشینی کرد
strutted forth
به جلو قدم زد
strutted boldly
با شجاعت قدم زد
strutted freely
به طور آزادانه قدم زد
the peacock strutted proudly in the garden.
طاووس با افتخار در باغ قدم می زد.
he strutted across the stage like a star.
او مثل یک ستاره روی صحنه قدم می زد.
she strutted her stuff during the fashion show.
او در نمایش مد، توانایی های خود را به نمایش گذاشت.
the rooster strutted around the farmyard.
خروس با وقار در حیاط مزرعه قدم زد.
he strutted with confidence at the party.
او با اعتماد به نفس در مهمانی قدم می زد.
the athlete strutted after winning the championship.
ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی قدم زد.
she strutted her way into the room, attracting attention.
او با ورود به اتاق، توجه ها را به خود جلب کرد.
the model strutted down the runway with elegance.
مدل با وقار روی فضا قدم می زد.
the young man strutted around, showing off his new clothes.
جوان با پوشیدن لباس های جدیدش، در اطراف قدم می زد.
the lion strutted through the savannah, king of the jungle.
شیر با غرور در ساوانا قدم می زد، پادشاه جنگل.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید