strutted

[ایالات متحده]/strʌtɪd/
[بریتانیا]/strʌtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز مغرورانه یا با اعتماد به نفس راه رفتن؛ به شیوه‌ای خودپسندانه راه رفتن؛ خود را به نمایش گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

strutted proudly

با افتخار قدم زد

strutted around

در اطراف قدم زد

strutted confidently

با اعتماد به نفس قدم زد

strutted in

وارد شد

strutted out

خارج شد

strutted along

در طول قدم زد

strutted back

عقب نشینی کرد

strutted forth

به جلو قدم زد

strutted boldly

با شجاعت قدم زد

strutted freely

به طور آزادانه قدم زد

جملات نمونه

the peacock strutted proudly in the garden.

طاووس با افتخار در باغ قدم می زد.

he strutted across the stage like a star.

او مثل یک ستاره روی صحنه قدم می زد.

she strutted her stuff during the fashion show.

او در نمایش مد، توانایی های خود را به نمایش گذاشت.

the rooster strutted around the farmyard.

خروس با وقار در حیاط مزرعه قدم زد.

he strutted with confidence at the party.

او با اعتماد به نفس در مهمانی قدم می زد.

the athlete strutted after winning the championship.

ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقات قهرمانی قدم زد.

she strutted her way into the room, attracting attention.

او با ورود به اتاق، توجه ها را به خود جلب کرد.

the model strutted down the runway with elegance.

مدل با وقار روی فضا قدم می زد.

the young man strutted around, showing off his new clothes.

جوان با پوشیدن لباس های جدیدش، در اطراف قدم می زد.

the lion strutted through the savannah, king of the jungle.

شیر با غرور در ساوانا قدم می زد، پادشاه جنگل.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید