stun

[ایالات متحده]/stʌn/
[بریتانیا]/stʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بیهوش کردن، به شدت شوکه یا متعجب کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردstuns
صفت یا فعل حال استمراریstunning
زمان گذشتهstunned
قسمت سوم فعلstunned
جمعstuns

عبارات و ترکیب‌ها

stun gun

تفنگ شوک

stunning beauty

زیبای خیره‌کننده

stunned silence

سکوت مبهوت‌کننده

جملات نمونه

webbing with pouches for stun grenades.

کمربند با کیف برای نارنجک‌های شوک

The snake uses its venom to stun or paralyze its victims.

مار با استفاده از سم خود طعمه‌های خود را بی‌هوش یا فلج می‌کند.

Blackheart the Inciter: This stun associated with this creature's charge ability will now properly be considered a stun for talents, abilities, and items that interact with stuns.

بلک‌هارت، تحریک‌کننده: این گیجی که با توانایی شارژ این موجود همراه است، اکنون به درستی به عنوان یک گیجی برای استعدادها، توانایی‌ها و آیتم‌هایی که با گیجی تعامل دارند، در نظر گرفته خواهد شد.

the archerfish which stuns insects with a sudden blast of water, can learn how to aim its squirt simply by watching an experienced fish perform the task.

ماهی تیرانداز که با یک فوران ناگهانی آب حشرات را بی حس می کند، می تواند یاد بگیرد که چگونه هدف پاشش خود را فقط با تماشای انجام این کار توسط یک ماهی با تجربه انجام دهد.

The unexpected news stunned everyone at the meeting.

اخبار غیرمنتظره باعث حیرت همه در جلسه شد.

Her stunning performance in the play earned her rave reviews.

اجایب‌العجایب او در نمایش، باعث شد منتقدین او را تحسین کنند.

The beauty of the sunset never fails to stun me.

زیبایی غروب خورشید هرگز باعث حیرت من نمی‌شود.

The loud noise from the fireworks stunned the children.

صدای بلند آتش‌بازی کودکان را شوکه کرد.

The sudden change in weather stunned the locals.

تغییر ناگهانی آب و هوا مردم محلی را شوکه کرد.

The magician's tricks never fail to stun the audience.

ترفندهای شعبده‌باز هرگز باعث حیرت مخاطبان نمی‌شود.

The stunning view from the top of the mountain took my breath away.

منظره خیره‌کننده از بالای کوه، نفسم را گرفت.

The team's stunning victory surprised everyone.

پیروزی شگفت‌انگیز تیم، همه را غافلگیر کرد.

The bright colors of the painting stunned the art critics.

رنگ‌های روشن نقاشی، منتقدین هنر را شوکه کرد.

The sudden revelation stunned the suspect during interrogation.

افشاگری ناگهانی باعث شوکه شدن مظنون در حین بازجویی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید