stupefied

[ایالات متحده]/ˈstjuːpɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈstuːpɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت stupefy؛ برای بسیار شگفت‌زده کردن کسی
adj. در حالت شوک یا شگفتی

عبارات و ترکیب‌ها

stupefied look

نگاه مبهوت

stupefied silence

سکوت مبهوت‌کننده

stupefied reaction

واکنش مبهوت‌کننده

stupefied gaze

نگاه خیره

stupefied audience

تماشاگران مبهوت

stupefied expression

حالت چهره مبهوت

stupefied by surprise

مبهوت از تعجب

stupefied state

حالت مبهوت

stupefied mind

ذهن مبهوت

stupefied disbelief

ناباوری مبهوت‌کننده

جملات نمونه

she was stupefied by the unexpected news.

او با شنیدن خبر غیرمنتظره متحیر شد.

he stood stupefied, unable to respond.

او در حالی که متحیر بود ایستاد و نتوانست پاسخ دهد.

the audience was stupefied by the magician's trick.

مخاطبان با شعبده‌باز تحت تاثیر قرار گرفتند.

they were stupefied at the sight of the enormous statue.

آنها با دیدن مجسمه بزرگ متحیر شدند.

she remained stupefied for a few moments after the revelation.

او پس از افشاگری چند لحظه متحیر باقی ماند.

he was stupefied by the complexity of the problem.

او با پیچیدگی مشکل متحیر شد.

the children were stupefied by the sudden loud noise.

کودکان با صدای بلند ناگهانی متحیر شدند.

she looked stupefied when she saw the surprise party.

وقتی مهمانی غافلگیری را دید، او با حالتی متحیر به نظر می رسید.

he felt stupefied after reading the shocking report.

او پس از خواندن گزارش تکان دهنده احساس کرد که متحیر شده است.

the students were stupefied by the difficult exam questions.

دانشجویان با سوالات دشوار امتحان متحیر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید