subaqueous

[ایالات متحده]/ˌsʌbˈeɪ.kwi.əs/
[بریتانیا]/ˌsʌbˈeɪ.kwi.əs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجود، رخ دادن، یا انجام شده در زیر آب؛ مربوط به شرایط زیر آب

عبارات و ترکیب‌ها

subaqueous environment

محیط زیرآب

subaqueous habitat

زیستگاه زیرآب

subaqueous exploration

اکتشافات زیرآب

subaqueous vegetation

گیاهان زیرآب

subaqueous structures

ساختارهای زیرآب

subaqueous geology

زمین‌شناسی زیرآب

subaqueous mining

گودبرداری زیرآب

subaqueous currents

جریان‌های زیرآب

subaqueous resources

منابع زیرآب

subaqueous archaeology

باستان‌شناسی زیرآب

جملات نمونه

the subaqueous environment is rich in biodiversity.

محیط زیرآبدار غنی از تنوع زیستی است.

scientists study subaqueous ecosystems to understand climate change.

دانشمندان اکوسیستم‌های زیرآبدار را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

subaqueous plants play a crucial role in water quality.

گیاهان زیرآبدار نقش مهمی در کیفیت آب ایفا می‌کنند.

the subaqueous landscape is often overlooked by divers.

مناظر زیرآبدار اغلب توسط غواصان نادیده گرفته می‌شوند.

subaqueous archaeology reveals ancient civilizations.

باستان‌شناسی زیرآبدار تمدن‌های باستانی را آشکار می‌کند.

many subaqueous species are threatened by pollution.

بسیاری از گونه‌های زیرآبدار در معرض خطر آلودگی قرار دارند.

subaqueous habitats are essential for fish breeding.

زیستگاه‌های زیرآبدار برای تکثیر ماهی ضروری هستند.

exploring subaqueous caves can be dangerous.

کاوش در غارهای زیرآبدار می‌تواند خطرناک باشد.

the subaqueous world is a source of fascination for researchers.

جهان زیرآبدار منبع جذابی برای محققان است.

subaqueous currents can affect navigation for boats.

جریان‌های زیرآبدار می‌توانند بر ناوبری قایق‌ها تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید