submitter

[ایالات متحده]/[sʌmˈmɪtər]/
[بریتانیا]/[sʌmˈmɪtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چیزی را ارائه می‌دهد؛ شخصی که پیشنهاد یا درخواستی را ارائه می‌کند؛ در یک زمینه علمی، شخصی که نمونه‌هایی برای تحلیل ارائه می‌دهد.
v. ارائه دادن (چیزی).
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

submitter id

شناسه ارسال‌کننده

submitter feedback

پیشنهاد ارسال‌کننده

submitter profile

پروفایل ارسال‌کننده

submitter account

حساب ارسال‌کننده

submitter guidelines

راهنمای ارسال‌کننده

جملات نمونه

the submitter provided detailed feedback on the proposal.

فرستنده بازخورد جزئیاتی در مورد پیشنهاد ارائه کرد.

we need the submitter's contact information for follow-up.

ما اطلاعات تماس فرستنده را برای پیگیری نیاز داریم.

the system automatically notifies the submitter of the status.

سیستم به طور خودکار فرستنده را در مورد وضعیت اطلاع می‌دهد.

the primary submitter is responsible for the accuracy of the data.

فرستنده اصلی مسئول دقت داده‌ها است.

please ensure the submitter has a valid email address.

لطفاً مطمئن شوید فرستنده دارای آدرس ایمیل معتبر است.

the submitter can track their application online.

فرستنده می‌تواند درخواست خود را آنلاین پیگیری کند.

we appreciate the submitter's prompt response to our inquiry.

ما پاسخ سریع فرستنده به سوال ما را قدر دانشیم.

the submitter must adhere to the guidelines for submission.

فرستنده باید به راهنمایی‌های ارسال پیروی کند.

the submitter's name appeared on the application form.

نام فرستنده در فرم درخواست نمایش داده شد.

the submitter confirmed receipt of the email notification.

فرستنده دریافت اطلاعیه ایمیلی را تأیید کرد.

the submitter is required to provide supporting documentation.

فرستنده ملزم است تا مستندات حمایتی را ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید