suffused

[ایالات متحده]/səˈfjuzd/
[بریتانیا]/səˈfjuzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پخش شده، رنگی، یا نفوذ کرده
v. به طور مایع یا نور پخش شدن یا نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

suffused with light

متشح با نور

suffused with color

متشح با رنگ

suffused with warmth

متشح با گرما

suffused with emotion

متشح با احساسات

suffused with joy

متشح با شادی

suffused with fragrance

متشح با عطر

suffused with hope

متشح با امید

suffused with energy

متشح با انرژی

suffused with sound

متشح با صدا

suffused with love

متشح با عشق

جملات نمونه

the room was suffused with a warm, golden light.

اتاق مملو از نور طلایی گرم بود.

her voice was suffused with emotion during the speech.

صدای او در طول سخنرانی مملو از احساسات بود.

the garden was suffused with the scent of blooming flowers.

باغ مملو از عطر گل‌های در حال شکوفا شدن بود.

his artwork is often suffused with vibrant colors.

اثر هنری او اغلب مملو از رنگ‌های زنده است.

the atmosphere was suffused with anticipation before the concert.

فضای هوا مملو از انتظار قبل از کنسرت بود.

the story was suffused with themes of love and loss.

داستان مملو از مضامین عشق و از دست دادن بود.

the air was suffused with the sound of laughter.

هوا مملو از صدای خنده بود.

her eyes were suffused with tears of joy.

چشمان او مملو از اشک شوق بود.

the evening sky was suffused with shades of pink and orange.

آسمان شب مملو از سایه‌های صورتی و نارنجی بود.

the music was suffused with a sense of nostalgia.

موسیقی مملو از حس نوستالژی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید