tinged

[ایالات متحده]/[tɪŋd]/
[بریتانیا]/[tɪŋd]/

ترجمه

adj. داشتن ردی یا اشاره‌ای جزئی به یک ویژگی خاص؛ تحت تأثیر قرار گرفتن جزئی.
v. داشتن ردی یا اشاره‌ای جزئی به یک ویژگی خاص؛ تحت تأثیر قرار گرفتن جزئی.

عبارات و ترکیب‌ها

tinged with sadness

آغشته به غم

slightly tinged

کمی آغشته

tinged blue

آبی رنگ

voice tinged

صدای آغشته

tinged orange

نارنجی رنگ

tinged with fear

آغشته به ترس

lightly tinged

به آرامی آغشته

tinged green

سبز رنگ

was tinged

آغشته بود

tinged red

قرمز رنگ

جملات نمونه

the sunset was tinged with orange and pink hues.

غروب با رنگ‌های نارنجی و صورتی رنگ شده بود.

her voice was tinged with sadness as she spoke.

صدای او در حالی که صحبت می‌کرد، با غم رنگ شده بود.

the air was tinged with the scent of pine needles.

هوا با بوی سوزن‌های کاج رنگ شده بود.

his words were tinged with sarcasm, making it hard to know what he meant.

کلمات او با طعنه آمیخته شده بودند و فهمیدن منظور او را دشوار می‌کرد.

the music was tinged with a nostalgic feeling.

موسیقی با احساس نوستالژیک رنگ شده بود.

the water was tinged green by algae.

آب به دلیل جلبک‌ها به رنگ سبز درآمده بود.

the room was tinged with a faint smell of smoke.

اتاق با بوی خفیف دود رنگ شده بود.

her cheeks were tinged red from the cold.

گونه‌های او به دلیل سرما قرمز شده بودند.

the novel's ending was tinged with tragedy.

پایان رمان با تراژدی رنگ شده بود.

the landscape was tinged with autumnal colors.

منظره با رنگ‌های پاییزی رنگ شده بود.

the report was tinged with political bias.

گزارش با تعصبات سیاسی رنگ شده بود.

the old photograph was tinged with sepia tones.

عکس قدیمی با رنگ‌های سه‌پایه در رنگ شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید