sulker on
سولکر روشن
sulker off
سولکر خاموش
big sulker
سولکر بزرگ
angry sulker
سولکر عصبانی
sulker face
چهره سولکر
known sulker
سولکر شناخته شده
sulker attitude
حرفهی سولکر
silent sulker
سولکر ساکت
chronic sulker
سولکر مزمن
playful sulker
سولکر بازیگوش
he is such a sulker after losing the game.
او بعد از باختن در بازی، خیلی غرغرو است.
don't be a sulker; just accept the outcome.
غرغرو نباشید؛ فقط نتیجه را بپذیرید.
she tends to be a sulker whenever things don't go her way.
او معمولاً وقتی که همه چیز طبق میلش پیش نمی رود، غرغرو می شود.
his sulker attitude affected the team's morale.
حالت غرغرویش بر روحیه تیم تأثیر گذاشت.
being a sulker won't help you solve your problems.
غرغرو بودن به شما در حل مشکلاتتان کمک نمی کند.
after the argument, he became a sulker for days.
بعد از بحث، او برای چند روز غرغرو شد.
she always turns into a sulker when she feels misunderstood.
وقتی احساس می کند مورد سوء تفاهم قرار گرفته، همیشه به غرغرو تبدیل می شود.
it's hard to cheer up a sulker in the group.
ساده نیست که یک غرغرو را در گروه خوشحال کرد.
he is known as the sulker of the office.
او به عنوان غرغرو دفتر شناخته می شود.
her sulker demeanor made it difficult to communicate.
حالت غرغرویش ارتباط را دشوار می کرد.
sulker on
سولکر روشن
sulker off
سولکر خاموش
big sulker
سولکر بزرگ
angry sulker
سولکر عصبانی
sulker face
چهره سولکر
known sulker
سولکر شناخته شده
sulker attitude
حرفهی سولکر
silent sulker
سولکر ساکت
chronic sulker
سولکر مزمن
playful sulker
سولکر بازیگوش
he is such a sulker after losing the game.
او بعد از باختن در بازی، خیلی غرغرو است.
don't be a sulker; just accept the outcome.
غرغرو نباشید؛ فقط نتیجه را بپذیرید.
she tends to be a sulker whenever things don't go her way.
او معمولاً وقتی که همه چیز طبق میلش پیش نمی رود، غرغرو می شود.
his sulker attitude affected the team's morale.
حالت غرغرویش بر روحیه تیم تأثیر گذاشت.
being a sulker won't help you solve your problems.
غرغرو بودن به شما در حل مشکلاتتان کمک نمی کند.
after the argument, he became a sulker for days.
بعد از بحث، او برای چند روز غرغرو شد.
she always turns into a sulker when she feels misunderstood.
وقتی احساس می کند مورد سوء تفاهم قرار گرفته، همیشه به غرغرو تبدیل می شود.
it's hard to cheer up a sulker in the group.
ساده نیست که یک غرغرو را در گروه خوشحال کرد.
he is known as the sulker of the office.
او به عنوان غرغرو دفتر شناخته می شود.
her sulker demeanor made it difficult to communicate.
حالت غرغرویش ارتباط را دشوار می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید