sycophantically agreeing
تائید کردن به صورت خادمانه
speaking sycophantically
به صورت خادمانه صحبت کردن
behaving sycophantically
رفتار کردن به صورت خادمانه
sycophantically flattering
خادمانه تمجید کردن
acting sycophantically
رفتار خادمانه کردن
sycophantically praising
خادمانه ستایش کردن
sycophantically supporting
خادمانه حمایت کردن
sycophantically nodding
خادمانه سر کشیدن
sycophantically smiling
خادمانه لبخند زدن
sycophantically deferring
خادمانه به عقب رفتن
he laughed sycophantically at the ceo's terrible joke.
او به طور خادمانه به جوخه بد CEO خنگ خنگ کرد.
the intern nodded sycophantically, agreeing with everything the manager said.
کارآموز به طور خادمانه نگاه کرد و با هر چیزی که مدیر گفت موافقت کرد.
she smiled sycophantically at the powerful politician, hoping for a favor.
او به طور خادمانه به سیاستمدار قدرتمند لبخند زد و امید داشت که کمکی دریافت کند.
the assistant spoke sycophantically about the boss's brilliance to impress others.
کمک به طور خادمانه درباره عظمت باسیف صحبت کرد تا دیگران را تأثیر بخشد.
he agreed sycophantically with the proposal, even though he thought it was flawed.
او به طور خادمانه با پیشنهاد موافقت کرد، اگرچه فکر می کرد که آن خطا داشت.
the employee flattered the client sycophantically to secure the deal.
کارمند به طور خادمانه مشتری را تمجید کرد تا معامله را ایجاد کند.
she listened sycophantically to the director's ideas, offering excessive praise.
او به طور خادمانه به ایده های مدیر گوش داد و تمجید بیش از حد ارائه کرد.
he bowed sycophantically before the king, seeking royal approval.
او به طور خادمانه قبل از پادشاه سجده کرد و تأیید پادشاهی را جستجو کرد.
the subordinate praised the project sycophantically, exaggerating its potential.
پیشنهاد به طور خادمانه پروژه را تمجید کرد و پتانسیل آن را بیش از حد تاکید کرد.
she echoed the senior manager's opinions sycophantically to gain favor.
او به طور خادمانه نظرات مدیر ارشد را تکرار کرد تا مزیت کسب کند.
he responded sycophantically to the question, showering the interviewer with compliments.
او به طور خادمانه به سوال پاسخ داد و مصاحبه گر را با تمجید های زیاد مواجه کرد.
sycophantically agreeing
تائید کردن به صورت خادمانه
speaking sycophantically
به صورت خادمانه صحبت کردن
behaving sycophantically
رفتار کردن به صورت خادمانه
sycophantically flattering
خادمانه تمجید کردن
acting sycophantically
رفتار خادمانه کردن
sycophantically praising
خادمانه ستایش کردن
sycophantically supporting
خادمانه حمایت کردن
sycophantically nodding
خادمانه سر کشیدن
sycophantically smiling
خادمانه لبخند زدن
sycophantically deferring
خادمانه به عقب رفتن
he laughed sycophantically at the ceo's terrible joke.
او به طور خادمانه به جوخه بد CEO خنگ خنگ کرد.
the intern nodded sycophantically, agreeing with everything the manager said.
کارآموز به طور خادمانه نگاه کرد و با هر چیزی که مدیر گفت موافقت کرد.
she smiled sycophantically at the powerful politician, hoping for a favor.
او به طور خادمانه به سیاستمدار قدرتمند لبخند زد و امید داشت که کمکی دریافت کند.
the assistant spoke sycophantically about the boss's brilliance to impress others.
کمک به طور خادمانه درباره عظمت باسیف صحبت کرد تا دیگران را تأثیر بخشد.
he agreed sycophantically with the proposal, even though he thought it was flawed.
او به طور خادمانه با پیشنهاد موافقت کرد، اگرچه فکر می کرد که آن خطا داشت.
the employee flattered the client sycophantically to secure the deal.
کارمند به طور خادمانه مشتری را تمجید کرد تا معامله را ایجاد کند.
she listened sycophantically to the director's ideas, offering excessive praise.
او به طور خادمانه به ایده های مدیر گوش داد و تمجید بیش از حد ارائه کرد.
he bowed sycophantically before the king, seeking royal approval.
او به طور خادمانه قبل از پادشاه سجده کرد و تأیید پادشاهی را جستجو کرد.
the subordinate praised the project sycophantically, exaggerating its potential.
پیشنهاد به طور خادمانه پروژه را تمجید کرد و پتانسیل آن را بیش از حد تاکید کرد.
she echoed the senior manager's opinions sycophantically to gain favor.
او به طور خادمانه نظرات مدیر ارشد را تکرار کرد تا مزیت کسب کند.
he responded sycophantically to the question, showering the interviewer with compliments.
او به طور خادمانه به سوال پاسخ داد و مصاحبه گر را با تمجید های زیاد مواجه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید