sycophantically

[ایالات متحده]/[sɪˈkɒfən.tɪ.kə.li]/
[بریتانیا]/[sɪˈkɒfən.tɪ.kə.li]/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که از تمجید و تمجید بیش از حد برای کسب لطف استفاده می‌شود؛ ویژگی‌های یک تمجیدگر را نشان می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

sycophantically agreeing

تائید کردن به صورت خادمانه

speaking sycophantically

به صورت خادمانه صحبت کردن

behaving sycophantically

رفتار کردن به صورت خادمانه

sycophantically flattering

خادمانه تمجید کردن

acting sycophantically

رفتار خادمانه کردن

sycophantically praising

خادمانه ستایش کردن

sycophantically supporting

خادمانه حمایت کردن

sycophantically nodding

خادمانه سر کشیدن

sycophantically smiling

خادمانه لبخند زدن

sycophantically deferring

خادمانه به عقب رفتن

جملات نمونه

he laughed sycophantically at the ceo's terrible joke.

او به طور خادمانه به جوخه بد CEO خنگ خنگ کرد.

the intern nodded sycophantically, agreeing with everything the manager said.

کارآموز به طور خادمانه نگاه کرد و با هر چیزی که مدیر گفت موافقت کرد.

she smiled sycophantically at the powerful politician, hoping for a favor.

او به طور خادمانه به سیاستمدار قدرتمند لبخند زد و امید داشت که کمکی دریافت کند.

the assistant spoke sycophantically about the boss's brilliance to impress others.

کمک به طور خادمانه درباره عظمت باسیف صحبت کرد تا دیگران را تأثیر بخشد.

he agreed sycophantically with the proposal, even though he thought it was flawed.

او به طور خادمانه با پیشنهاد موافقت کرد، اگرچه فکر می کرد که آن خطا داشت.

the employee flattered the client sycophantically to secure the deal.

کارمند به طور خادمانه مشتری را تمجید کرد تا معامله را ایجاد کند.

she listened sycophantically to the director's ideas, offering excessive praise.

او به طور خادمانه به ایده های مدیر گوش داد و تمجید بیش از حد ارائه کرد.

he bowed sycophantically before the king, seeking royal approval.

او به طور خادمانه قبل از پادشاه سجده کرد و تأیید پادشاهی را جستجو کرد.

the subordinate praised the project sycophantically, exaggerating its potential.

پیشنهاد به طور خادمانه پروژه را تمجید کرد و پتانسیل آن را بیش از حد تاکید کرد.

she echoed the senior manager's opinions sycophantically to gain favor.

او به طور خادمانه نظرات مدیر ارشد را تکرار کرد تا مزیت کسب کند.

he responded sycophantically to the question, showering the interviewer with compliments.

او به طور خادمانه به سوال پاسخ داد و مصاحبه گر را با تمجید های زیاد مواجه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید