tackiness

[ایالات متحده]/ˈtækɪnəs/
[بریتانیا]/ˈtækɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت چسبندگی؛ چسبندگی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tackiness factor

ضریب چسبندگی

tackiness level

سطح چسبندگی

tackiness test

تست چسبندگی

tackiness threshold

آستانه چسبندگی

tackiness scale

مقیاس چسبندگی

tackiness index

شاخص چسبندگی

tackiness rating

امتیاز چسبندگی

tackiness issue

مشکل چسبندگی

tackiness appeal

جذابیت چسبندگی

tackiness vibe

فضای چسبنده

جملات نمونه

the tackiness of the decor made the event feel less elegant.

طراوت دکور باعث شد رویداد کمتر شیک به نظر برسد.

many people criticize the tackiness of reality tv shows.

بسیاری از مردم از زشتی نمایش های تلویزیونی واقعیت انتقاد می کنند.

his tackiness in fashion choices often draws negative attention.

انتخاب های مد او اغلب توجه منفی را به خود جلب می کند.

she tried to avoid the tackiness associated with cheap gifts.

او سعی کرد از زشتی مرتبط با هدایای ارزان قیمت اجتناب کند.

the tackiness of the advertisement turned potential customers away.

زشتی تبلیغات باعث دور شدن مشتریان بالقوه شد.

some argue that the tackiness of social media trends is overwhelming.

برخی استدلال می کنند که زشتی روند های رسانه های اجتماعی طاقت فرسا است.

the tackiness of the slogan made it hard to take the brand seriously.

زشتی شعار باعث شد گرفتن برند جدی نباشد.

he was embarrassed by the tackiness of his childhood bedroom.

او از زشتی اتاق خواب دوران کودکی خود خجالت می کشید.

they decided to skip the party due to its tackiness.

آنها تصمیم گرفتند به دلیل زشتی آن از مهمانی صرف نظر کنند.

the tackiness of the movie's plot disappointed many viewers.

زشتی طرح فیلم بسیاری از بینندگان را ناامید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید