| جمع | tackinesses |
tackiness factor
ضریب چسبندگی
tackiness level
سطح چسبندگی
tackiness test
تست چسبندگی
tackiness threshold
آستانه چسبندگی
tackiness scale
مقیاس چسبندگی
tackiness index
شاخص چسبندگی
tackiness rating
امتیاز چسبندگی
tackiness issue
مشکل چسبندگی
tackiness appeal
جذابیت چسبندگی
tackiness vibe
فضای چسبنده
the tackiness of the decor made the event feel less elegant.
طراوت دکور باعث شد رویداد کمتر شیک به نظر برسد.
many people criticize the tackiness of reality tv shows.
بسیاری از مردم از زشتی نمایش های تلویزیونی واقعیت انتقاد می کنند.
his tackiness in fashion choices often draws negative attention.
انتخاب های مد او اغلب توجه منفی را به خود جلب می کند.
she tried to avoid the tackiness associated with cheap gifts.
او سعی کرد از زشتی مرتبط با هدایای ارزان قیمت اجتناب کند.
the tackiness of the advertisement turned potential customers away.
زشتی تبلیغات باعث دور شدن مشتریان بالقوه شد.
some argue that the tackiness of social media trends is overwhelming.
برخی استدلال می کنند که زشتی روند های رسانه های اجتماعی طاقت فرسا است.
the tackiness of the slogan made it hard to take the brand seriously.
زشتی شعار باعث شد گرفتن برند جدی نباشد.
he was embarrassed by the tackiness of his childhood bedroom.
او از زشتی اتاق خواب دوران کودکی خود خجالت می کشید.
they decided to skip the party due to its tackiness.
آنها تصمیم گرفتند به دلیل زشتی آن از مهمانی صرف نظر کنند.
the tackiness of the movie's plot disappointed many viewers.
زشتی طرح فیلم بسیاری از بینندگان را ناامید کرد.
tackiness factor
ضریب چسبندگی
tackiness level
سطح چسبندگی
tackiness test
تست چسبندگی
tackiness threshold
آستانه چسبندگی
tackiness scale
مقیاس چسبندگی
tackiness index
شاخص چسبندگی
tackiness rating
امتیاز چسبندگی
tackiness issue
مشکل چسبندگی
tackiness appeal
جذابیت چسبندگی
tackiness vibe
فضای چسبنده
the tackiness of the decor made the event feel less elegant.
طراوت دکور باعث شد رویداد کمتر شیک به نظر برسد.
many people criticize the tackiness of reality tv shows.
بسیاری از مردم از زشتی نمایش های تلویزیونی واقعیت انتقاد می کنند.
his tackiness in fashion choices often draws negative attention.
انتخاب های مد او اغلب توجه منفی را به خود جلب می کند.
she tried to avoid the tackiness associated with cheap gifts.
او سعی کرد از زشتی مرتبط با هدایای ارزان قیمت اجتناب کند.
the tackiness of the advertisement turned potential customers away.
زشتی تبلیغات باعث دور شدن مشتریان بالقوه شد.
some argue that the tackiness of social media trends is overwhelming.
برخی استدلال می کنند که زشتی روند های رسانه های اجتماعی طاقت فرسا است.
the tackiness of the slogan made it hard to take the brand seriously.
زشتی شعار باعث شد گرفتن برند جدی نباشد.
he was embarrassed by the tackiness of his childhood bedroom.
او از زشتی اتاق خواب دوران کودکی خود خجالت می کشید.
they decided to skip the party due to its tackiness.
آنها تصمیم گرفتند به دلیل زشتی آن از مهمانی صرف نظر کنند.
the tackiness of the movie's plot disappointed many viewers.
زشتی طرح فیلم بسیاری از بینندگان را ناامید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید