tameness

[ایالات متحده]/ˈteɪmnəs/
[بریتانیا]/ˈteɪmnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اهلی بودن; آرامش; ملایمت; اهلی شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

inner tameness

مهربانی درونی

wild tameness

مهربانی وحشی

tameness factor

ضریب رام بودن

tameness level

سطح رام بودن

tameness quality

کیفیت رام بودن

tameness training

آموزش رام بودن

tameness assessment

ارزیابی رام بودن

tameness behavior

رفتار رام بودن

tameness concept

مفهوم رام بودن

tameness issues

مشکلات رام بودن

جملات نمونه

the tameness of the dog made it a perfect pet for families.

مهربانی و رام بودن سگ آن را به یک حیوان خانگی عالی برای خانواده‌ها تبدیل کرد.

her tameness in nature allowed her to connect with the wild animals.

طبیعت رام او به او اجازه داد تا با حیوانات وحشی ارتباط برقرار کند.

the tameness of the horses surprised the new riders.

رام بودن اسب‌ها تعجب تازه‌واردان را برانگیخت.

he admired the tameness of the animals in the sanctuary.

او به رام بودن حیوانات در پناهگاه احترام گذاشت.

the tameness of the wildlife in the park is a result of years of protection.

رام بودن حیات وحش در پارک نتیجه سال‌ها حفاظت است.

they trained the wolf to exhibit a certain level of tameness.

آنها گرگ را آموزش دادند تا سطح مشخصی از رام بودن را نشان دهد.

the tameness of the pet rabbit made it easy to handle.

رام بودن خرگوش خانگی باعث شد که با آن کار کردن آسان باشد.

his research focused on the genetics of tameness in domesticated animals.

تحقیقات او بر روی ژنتیک رام بودن در حیوانات اهلی متمرکز بود.

with time, the wild cat showed signs of tameness.

با گذشت زمان، گربه وحشی نشانه‌هایی از رام بودن از خود نشان داد.

the tameness of the parrot allowed it to interact with visitors.

رام بودن طوطی به آن اجازه داد تا با بازدیدکنندگان تعامل داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید