hair tanglers
متعلقات مو
avoid tanglers
از متعلقات مو خودداری کنید
fishing tanglers
متعلقات صید
cable tanglers
متعلقات کابل
tree tanglers
متعلقات درخت
prevent tanglers
متعلقات مو را جلوگیری کنید
dealing with tanglers
با متعلقات مو سروکار داشتن
remove tanglers
متعلقات مو را حذف کنید
those tanglers
این متعلقات مو
wire tanglers
متعلقات سیم
the dog's leash became a tangle of knots and tanglers.
سیم گوشی سگ به یک گره پیچیده و گرههای گیجکننده تبدیل شد.
hair tanglers can ruin a perfectly good hairstyle.
گرههای مو میتوانند یک موهای خوب را به گوشههای گیجکننده تبدیل کنند.
he used a series of tanglers to secure the equipment.
او از یک سری گرههای گیجکننده برای امنسازی تجهیزات استفاده کرد.
fishing line tanglers are a common frustration for anglers.
گرههای گیجکننده خط ماهیگیری یک ناامیدی رایج برای ماهیگیران است.
the artist used tanglers to create a textured effect.
هنرمند از گرههای گیجکننده برای ایجاد یک اثر با پوستهای استفاده کرد.
beware of loose electrical tanglers near water sources.
از گرههای گیجکننده الکتریکی آزاد در نزدیکی منابع آب دوچشم بزنید.
garden tanglers can be a hazard for small children.
گرههای گیجکننده گیاهان میتوانند برای کودکان کوچک خطری باشند.
she carefully removed the tanglers from the yarn.
او با دقت گرههای گیجکننده را از نخ حذف کرد.
the mechanic identified several wire tanglers in the engine.
تکنسیان چند گرههای گیجکننده سیم را در موتور شناسایی کرد.
he designed a system to prevent rope tanglers on the ship.
او یک سیستم طراحی کرد تا گرههای گیجکننده کابل را روی کشتی جلوگیری کند.
the child was fascinated by the pile of colorful tanglers.
کودک با چرخهای از گرههای گیجکننده رنگارنگ به شدت به جذب پرداخت.
hair tanglers
متعلقات مو
avoid tanglers
از متعلقات مو خودداری کنید
fishing tanglers
متعلقات صید
cable tanglers
متعلقات کابل
tree tanglers
متعلقات درخت
prevent tanglers
متعلقات مو را جلوگیری کنید
dealing with tanglers
با متعلقات مو سروکار داشتن
remove tanglers
متعلقات مو را حذف کنید
those tanglers
این متعلقات مو
wire tanglers
متعلقات سیم
the dog's leash became a tangle of knots and tanglers.
سیم گوشی سگ به یک گره پیچیده و گرههای گیجکننده تبدیل شد.
hair tanglers can ruin a perfectly good hairstyle.
گرههای مو میتوانند یک موهای خوب را به گوشههای گیجکننده تبدیل کنند.
he used a series of tanglers to secure the equipment.
او از یک سری گرههای گیجکننده برای امنسازی تجهیزات استفاده کرد.
fishing line tanglers are a common frustration for anglers.
گرههای گیجکننده خط ماهیگیری یک ناامیدی رایج برای ماهیگیران است.
the artist used tanglers to create a textured effect.
هنرمند از گرههای گیجکننده برای ایجاد یک اثر با پوستهای استفاده کرد.
beware of loose electrical tanglers near water sources.
از گرههای گیجکننده الکتریکی آزاد در نزدیکی منابع آب دوچشم بزنید.
garden tanglers can be a hazard for small children.
گرههای گیجکننده گیاهان میتوانند برای کودکان کوچک خطری باشند.
she carefully removed the tanglers from the yarn.
او با دقت گرههای گیجکننده را از نخ حذف کرد.
the mechanic identified several wire tanglers in the engine.
تکنسیان چند گرههای گیجکننده سیم را در موتور شناسایی کرد.
he designed a system to prevent rope tanglers on the ship.
او یک سیستم طراحی کرد تا گرههای گیجکننده کابل را روی کشتی جلوگیری کند.
the child was fascinated by the pile of colorful tanglers.
کودک با چرخهای از گرههای گیجکننده رنگارنگ به شدت به جذب پرداخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید