throttled back
کاهش سرعت
throttled down
کاهش سرعت
throttled up
افزایش سرعت
throttled bandwidth
پهنای باند محدود شده
throttled performance
عملکرد محدود شده
throttled access
دسترسی محدود شده
throttled response
پاسخ محدود شده
throttled speed
سرعت محدود شده
throttled limits
محدودیتهای اعمال شده
throttled resources
منابع محدود شده
the internet connection was throttled during peak hours.
اتصال اینترنت در ساعات اوج مصرف محدود شد.
he felt throttled by the constant demands of his job.
او احساس میکرد که توسط خواستههای مداوم شغلش محدود شده است.
the engine was throttled to save fuel.
موتور برای صرفهجویی در مصرف سوخت محدود شد.
she throttled back her spending to save for a vacation.
او هزینههای خود را کاهش داد تا برای یک تعطیلات پس انداز کند.
the company's growth was throttled by regulatory issues.
رشد شرکت توسط مشکلات نظارتی محدود شد.
they throttled the speed of the software to ensure stability.
آنها سرعت نرمافزار را محدود کردند تا از پایداری آن اطمینان حاصل کنند.
his creativity felt throttled by the strict guidelines.
خلاقیت او احساس میکرد که توسط دستورالعملهای سختگیرانه محدود شده است.
the bandwidth was throttled to manage network traffic.
پهنای باند برای مدیریت ترافیک شبکه محدود شد.
she was throttled by the pressure to perform well.
او تحت فشار برای عملکرد خوب احساس محدودیت میکرد.
they throttled the system to prevent overheating.
آنها سیستم را محدود کردند تا از گرم شدن بیش از حد جلوگیری کنند.
throttled back
کاهش سرعت
throttled down
کاهش سرعت
throttled up
افزایش سرعت
throttled bandwidth
پهنای باند محدود شده
throttled performance
عملکرد محدود شده
throttled access
دسترسی محدود شده
throttled response
پاسخ محدود شده
throttled speed
سرعت محدود شده
throttled limits
محدودیتهای اعمال شده
throttled resources
منابع محدود شده
the internet connection was throttled during peak hours.
اتصال اینترنت در ساعات اوج مصرف محدود شد.
he felt throttled by the constant demands of his job.
او احساس میکرد که توسط خواستههای مداوم شغلش محدود شده است.
the engine was throttled to save fuel.
موتور برای صرفهجویی در مصرف سوخت محدود شد.
she throttled back her spending to save for a vacation.
او هزینههای خود را کاهش داد تا برای یک تعطیلات پس انداز کند.
the company's growth was throttled by regulatory issues.
رشد شرکت توسط مشکلات نظارتی محدود شد.
they throttled the speed of the software to ensure stability.
آنها سرعت نرمافزار را محدود کردند تا از پایداری آن اطمینان حاصل کنند.
his creativity felt throttled by the strict guidelines.
خلاقیت او احساس میکرد که توسط دستورالعملهای سختگیرانه محدود شده است.
the bandwidth was throttled to manage network traffic.
پهنای باند برای مدیریت ترافیک شبکه محدود شد.
she was throttled by the pressure to perform well.
او تحت فشار برای عملکرد خوب احساس محدودیت میکرد.
they throttled the system to prevent overheating.
آنها سیستم را محدود کردند تا از گرم شدن بیش از حد جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید