throttled

[ایالات متحده]/ˈθrɒtld/
[بریتانیا]/ˈθrɑːtld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی از throttle

عبارات و ترکیب‌ها

throttled back

کاهش سرعت

throttled down

کاهش سرعت

throttled up

افزایش سرعت

throttled bandwidth

پهنای باند محدود شده

throttled performance

عملکرد محدود شده

throttled access

دسترسی محدود شده

throttled response

پاسخ محدود شده

throttled speed

سرعت محدود شده

throttled limits

محدودیت‌های اعمال شده

throttled resources

منابع محدود شده

جملات نمونه

the internet connection was throttled during peak hours.

اتصال اینترنت در ساعات اوج مصرف محدود شد.

he felt throttled by the constant demands of his job.

او احساس می‌کرد که توسط خواسته‌های مداوم شغلش محدود شده است.

the engine was throttled to save fuel.

موتور برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت محدود شد.

she throttled back her spending to save for a vacation.

او هزینه‌های خود را کاهش داد تا برای یک تعطیلات پس انداز کند.

the company's growth was throttled by regulatory issues.

رشد شرکت توسط مشکلات نظارتی محدود شد.

they throttled the speed of the software to ensure stability.

آنها سرعت نرم‌افزار را محدود کردند تا از پایداری آن اطمینان حاصل کنند.

his creativity felt throttled by the strict guidelines.

خلاقیت او احساس می‌کرد که توسط دستورالعمل‌های سخت‌گیرانه محدود شده است.

the bandwidth was throttled to manage network traffic.

پهنای باند برای مدیریت ترافیک شبکه محدود شد.

she was throttled by the pressure to perform well.

او تحت فشار برای عملکرد خوب احساس محدودیت می‌کرد.

they throttled the system to prevent overheating.

آنها سیستم را محدود کردند تا از گرم شدن بیش از حد جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید