timetabled event
رویداد زمانبندی شده
timetabled meeting
جلسه زمانبندی شده
timetabled schedule
برنامه زمانبندی شده
timetabled class
کلاس زمانبندی شده
timetabled train
قطار زمانبندی شده
timetabled appointment
قرار ملاقات زمانبندی شده
timetabled session
نشست زمانبندی شده
timetabled activity
فعالیت زمانبندی شده
timetabled lecture
سخنرانی زمانبندی شده
timetabled tour
تور زمانبندی شده
the bus service is timetabled to run every 30 minutes.
خدمات اتوبوس قرار است هر 30 دقیقه یکبار در برنامه زمانبندی ارائه شود.
all classes are timetabled for the morning session.
تمام کلاسها برای جلسه صبح در برنامه زمانبندی قرار دارند.
the flights are timetabled to arrive on time.
پروازها قرار است طبق برنامه زمانبندی به موقع برسند.
they have timetabled their meetings for the entire month.
آنها جلسات خود را برای کل ماه در برنامه زمانبندی قرار دادهاند.
our activities are timetabled to ensure maximum efficiency.
فعالیتهای ما برای اطمینان از حداکثر کارایی در برنامه زمانبندی قرار دارند.
the exam schedule is timetabled for next week.
برنامه امتحانات برای هفته آینده در برنامه زمانبندی قرار دارد.
she prefers a timetabled approach to her studies.
او ترجیح میدهد رویکرد زمانبندی شدهای را برای تحصیلات خود داشته باشد.
the project phases are timetabled for completion by december.
فازهای پروژه قرار است تا دسامبر طبق برنامه زمانبندی تکمیل شوند.
they have a timetabled lunch break every day.
آنها هر روز یک استراحت ناهار زمانبندی شده دارند.
his workout sessions are timetabled for early mornings.
جلسات تمرین او در ساعات اولیه صبح در برنامه زمانبندی قرار دارند.
timetabled event
رویداد زمانبندی شده
timetabled meeting
جلسه زمانبندی شده
timetabled schedule
برنامه زمانبندی شده
timetabled class
کلاس زمانبندی شده
timetabled train
قطار زمانبندی شده
timetabled appointment
قرار ملاقات زمانبندی شده
timetabled session
نشست زمانبندی شده
timetabled activity
فعالیت زمانبندی شده
timetabled lecture
سخنرانی زمانبندی شده
timetabled tour
تور زمانبندی شده
the bus service is timetabled to run every 30 minutes.
خدمات اتوبوس قرار است هر 30 دقیقه یکبار در برنامه زمانبندی ارائه شود.
all classes are timetabled for the morning session.
تمام کلاسها برای جلسه صبح در برنامه زمانبندی قرار دارند.
the flights are timetabled to arrive on time.
پروازها قرار است طبق برنامه زمانبندی به موقع برسند.
they have timetabled their meetings for the entire month.
آنها جلسات خود را برای کل ماه در برنامه زمانبندی قرار دادهاند.
our activities are timetabled to ensure maximum efficiency.
فعالیتهای ما برای اطمینان از حداکثر کارایی در برنامه زمانبندی قرار دارند.
the exam schedule is timetabled for next week.
برنامه امتحانات برای هفته آینده در برنامه زمانبندی قرار دارد.
she prefers a timetabled approach to her studies.
او ترجیح میدهد رویکرد زمانبندی شدهای را برای تحصیلات خود داشته باشد.
the project phases are timetabled for completion by december.
فازهای پروژه قرار است تا دسامبر طبق برنامه زمانبندی تکمیل شوند.
they have a timetabled lunch break every day.
آنها هر روز یک استراحت ناهار زمانبندی شده دارند.
his workout sessions are timetabled for early mornings.
جلسات تمرین او در ساعات اولیه صبح در برنامه زمانبندی قرار دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید